برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1652 100 1
شبکه مترجمین ایران

bode

/boʊd/ /bəʊd/

معنی: خبر رسان، پیش گویی کردن، حاکی بودن از، دلالت داشتن، نشانه بودن، شگون داشتن
معانی دیگر: از پیش آگاهی دادن، یمن داشتن (یا نداشتن)، یکی از دو زمان گذشته ی فعل: bide، نشانه بودن از، دلالت داشتن بر

بررسی کلمه bode

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bodes, boding, boded
• : تعریف: to indicate about the future; portend.
مشابه: forecast, foretell, harbinger, portend, promise, threaten

- The late frost boded ill for the fruit crop.
[ترجمه ترگمان] این نخستین نشانه‌های یخ‌بندان برای محصول میوه بود
[ترجمه گوگل] فروپاشی فصلی برای محصول میوه بد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
( verb )
• : تعریف: a past tense of bide.

واژه bode در جمله های نمونه

1. bode ill
بدیمن بودن،شگون بد داشتن،از آینده‌ی بدی خبر دادن

2. bode well
خوش یمن بودن،شگون داشتن،از آینده‌ی خوبی خبر دادن

3. These events bode well for us.
[ترجمه Sina] این اتفاقات نشانه ی خوبی برای ما است. (برای ما خوش یمن است )
|
[ترجمه ترگمان]این رویدادها برای ما خوب بود
[ترجمه گوگل]این رویدادها برای ما خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These recently published figures bode ill/do not bode well for the company's future.
[ترجمه ترگمان]این ارقام که به تازگی منتشر شده‌اند، نشانه بدی هستند \/ نشانه خوبی برای آینده این شرکت نیستند
[ترجمه گوگل]این ارقام به تازگی منتشر شده اند و برای آینده این شرکت خوب نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Weapon bode [breed] peace.
[ترجمه ترگمان]نشانه صلح سلاح
[ترجمه گوگل]سلاح بدا [صلح]
[ترجمه شما ...

مترادف bode

خبر رسان (اسم)
messenger , bode , herald , informer
پیش گویی کردن (فعل)
forestall , presage , auspicate , bode , forespeak , foretell , foretoken , soothsay , portend , predict , presignify
حاکی بودن از (فعل)
smell , bode , bespeak , hold out , betoken , signify , symbolize
دلالت داشتن (فعل)
bode
نشانه بودن (فعل)
bode
شگون داشتن (فعل)
bode

معنی عبارات مرتبط با bode به فارسی

بدیمن بودن، شگون بد داشتن، از آینده ی بدی خبر دادن
خوش یمن بودن، شگون داشتن، از آینده ی خوبی خبر دادن

معنی کلمه bode به انگلیسی

bode
• portend, presage; be a sign or omen of
• if something bodes ill, it makes you think that something bad will happen in the future. if it bodes well, it makes you think that something good will happen; a literary word.
bode ill
• indicate misfortune
bode well
• be a good omen

bode را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غزال سرخ
به‌نقل از هزاره:
نشانه‌ی چیزی بودن
خبر دادن از
پیشگویی کردن
English User
نوید بخش بودن
دال بودن و پیام رسان بودن، تقریبا هم معنای stand for

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی bode

کلمه : bode
املای فارسی : بود
اشتباه تایپی : ذخیث
عکس bode : در گوگل

آیا معنی bode مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )