برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

blue sky


بی ارزش، بی فایده

واژه blue sky در جمله های نمونه

1. The mountain's snow-white peak was incandescent against the blue sky.
[ترجمه ترگمان]قله سفید برف کوهستان بر فراز آسمان آبی می‌درخشید
[ترجمه گوگل]پیکر سفید برفی کوه در برابر آسمان آبی رشته ای بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a summer afternoon. The clear blue sky was dotted with fluttering larks.
[ترجمه ترگمان]یک بعد از ظهر تابستان بود آسمان صاف و صاف پر از پره‌ای رنگارنگ بود
[ترجمه گوگل]بعد از ظهر تابستان بود آسمان آبی روشن با زرق و برق های لرزان خیره شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A hawk hovered in the blue sky.
[ترجمه ترگمان]یک شاهین در آسمان آبی پرواز می‌کرد
[ترجمه گوگل]هویکو در آسمان آبی پرواز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In July, blue sky, the Sun, the clouds like a fireball seems Sun Shaohua, also disappear.
[ترجمه ترگمان]در ماه جولای، آسمان آبی، خورشید، ابر مانند یک گلوله توپ آتشین به نظر می‌رسد که خورشید Shaohua نیز ناپدید می‌شود
[ترجمه گوگل]در ماه ژوئیه، آسمان آبی، خورشید، ابرها ...

معنی عبارات مرتبط با blue sky به فارسی

قانون حاکم بر خرید و فروش سهام و اوراق قرضه و جلوگیری از تقلب در این موارد

معنی کلمه blue sky به انگلیسی

blue sky
• clear sky during the day
blue sky law
• law that regulates the sale of securities (as stock)

blue sky را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دنا ترنسلیت
make impractical or as yet unachievable plans.
Nmdonm
آسمان آبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی blue sky

کلمه : blue sky
املای فارسی : بلوا اسکای
اشتباه تایپی : ذمعث سنغ
عکس blue sky : در گوگل

آیا معنی blue sky مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )