برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

blow things out of proportion

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین انصاری
مبالغه کردن،غلو کردن،شلوغِ(ش) کردن
ایمان حجتی
از کاه کوه ساختن، قضیه ای را بزرگ کردن، بزرگ جلوه دادن، مبالغه کردن، چیزی را گنده کردن.
my father always blow things out of proportion
پدرم همیشه از کاه کوه میسازه.
she had a cold but blew it out of proportion and said she was dying of pain!
او سرماخوردگی داشت ولی گندش کرد و گفت دارم از درد می میرم!
احمد احمدی
پیاز داغش رو زیاد کردن
Shahab
گنده کردن ی قضیه ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی blow things out of proportion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )