برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1396 100 1

blocking

/ˈblɑːkɪŋ/ /ˈblɒkɪŋ/

معنی: انسداد
معانی دیگر: کنده ای کردن

واژه blocking در جمله های نمونه

1. That person is blocking my view.
[ترجمه ترگمان]آن شخص جلوی دید من را می‌گیرد
[ترجمه گوگل]این شخص نظر من را مسدود می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Unfavourable economic conditions were blocking a recovery of the American insurance market.
[ترجمه ترگمان]شرایط اقتصادی Unfavourable مانع بهبود بازار بیمه آمریکا شد
[ترجمه گوگل]شرایط اقتصادی نامطلوب بازدارندگی بازار بیمه آمریکا را مسدود کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He stood squarely in front of them, blocking the entrance.
[ترجمه ترگمان]او درست جلوی آن‌ها ایستاد و جلوی ورودی را گرفت
[ترجمه گوگل]او در مقابل آنها ایستاده بود، جلوگیری از ورودی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't stand there blocking the gateway!
[ترجمه ترگمان]اونجا واینسا و جلوی دروازه رو بگیر!
[ترجمه گوگل]دروغ را مسدود نکن!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف blocking

انسداد (اسم)
let , choke , block , obstacle , blockade , obstruction , blockage , occlusion , blocking , stockade , impassability , padlock , tie-up

معنی عبارات مرتبط با blocking به فارسی

(الکترونیک) خازن کوپلینگ (coupling)، خازن بندآر (مسدود کننده)
ضریب کنده ای بودن
کنده یی کردن مدارک

معنی blocking در دیکشنری تخصصی

blocking
[سینما] تعیین مکان (عوامل صحنه )
[کامپیوتر] کنده ای کردن ؛انسداد؛ بلاکه کردن ؛ بلوک بندی
[برق و الکترونیک] بازاشتن ، بلوک بندی ، بستن 1. اعمال بایاس منفی قوی به شبکه ی لامپ الکترونی برای قطع جریان آند آن ، یا ایجاد اثر معادل مسدود کننده ی جریان در ترانزیستور یا سایر قطعات حالت جامد فعال 2. اضافه بارگذاری گیرنده پاسخ را به حد مطلوب برگرداند . 3. ترکیب دو یا چند رکورد رایانه ای در یک بلوک 4 . جلو گیری از عبور جریان مستقیم در قطعه ی نیمرسانا . - سد کننده
[نساجی] بلوکه کردن
[ریاضیات] قطعه بندی، قالب کردن، قالبزنی
[پلیمر] قطعه ای شدن، دسته ای شدن، مهارسازی، خشک چسبی
[روانپزشکی] وقفه، انسداد. انسداد یا مهار فرآیند جاری تفکر یا تکلم. در اینجا قطار فکر ناگهان به حال توقف در آمده و "خلائی" به جا می گذارد. سپس فکری کاملاً نو ممکن است آغاز گردد. در بیمارانی که کم و بیش بینش خود را حفظ کرده اند، این حالت ممکن است تجربه وحشت انگیزی باشد و این نشان می دهد که تجربه وحشت انگیزی باشد و این نشان می دهد که انسداد فکر با تجربه ای که افراد معمولی دارند و گاهی رشته افکار خود را، بخصوص وقتی مضطرب و خیلی خسته هستند، از دست می دهند، متفاوت است. انسداد فکر وقتی به وضوح وجود داشته باشد تقریباً مشخص کننده اسکیزوفرنی است. معهذا، باید بخاطر داشت که بیماران خسته مضطرب به آسانی رشته کلام خود را گم می کنند و به نظر می رسد که دچار انسداد تکلم هستند.
[آمار] بلوک بندی
[نساجی] ماده کمکی بلوکه کننده
[کامپیوتر] فاکتور بلاکه کردن ؛ ضریب کنده ای ؛ فاکتور بلوک بندی
[ریاضیات] محدودیت ابرصفحه مسدود کننده
[شیمی] لایه سدی
...

معنی کلمه blocking به انگلیسی

blocking
• obstructing, barring, impeding, deterring
blocking up
• stopping, clogging, plugging, impeding, obstructing
card blocking
• preventing the possibility of using a credit card in order to pull funds from an account

blocking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد داودی
دکوپاژ
معصومه ع
انسداد، ایجاد مانع
محدثه فرومدی
مسدودسازی
علی اصغر سلحشور
مانع ایجاد کردن، مسدود کردن، بند آوردن
زهرا نصرالهی
طلاکوبی، نقش برجسته سازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blocking
کلمه : blocking
املای فارسی : بلککینگ
اشتباه تایپی : ذمخزنهدل
عکس blocking : در گوگل

آیا معنی blocking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )