برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
blew - out
شبکه مترجمین ایران

blew out

blew out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساناز غلامی
فوت کردن
دوستدار زبان انگلیسی
The past form of blow
دوستدار زبان انگلیسی
The past form of blow
تهمینه
خاموش کردن چیزی مثل:blew out the lantern or a candle
موسی
ترکاندن،منفجر کردن،پنچر شدن،خورد و خاک شیر کردن

مثال: The tornado blew out the windows of a nearby school, but none of the children were harmed.
توفان پنجره های مدرسه حوالی را خورد و خاک شیر کرد ، اما به هیچ یک از کودکان آسیبی نرسید.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی blew out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )