برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

bleep

/ˈbliːp/ /bliːp/

بلیپ (صدایی که هنگام حذف چیزی در رادیو و تلویزیون و سینما و غیره جایگزین می شود)، فلان، فلان فلان شده، رجوع شود به: beep، فلان فلان شده these inefficient sons of bleep will carry out no reform این بیعرضههای پدر فلان هیچ اصلاحی نخواهند کرد

بررسی کلمه bleep

اسم ( noun )
• : تعریف: a short sharp high-pitched sound; beep.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bleeps, bleeping, bleeped
• : تعریف: to obscure (a recorded sound) by substituting a beep, as in censoring profanity on a television program; blip.
مشابه: censor

واژه bleep در جمله های نمونه

1. The computer gave a regular bleep.
[ترجمه ترگمان] کامپیوتر یه بوق معمولی داد
[ترجمه گوگل]کامپیوتر به طور منظم بلافاصله پخش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He wears a wristwatch with an irritating bleep.
[ترجمه ترگمان]اون یه ساعت مچی با یه ساعت مچی irritating داره
[ترجمه گوگل]او یک ساعت مچی با بوق زودرس می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The timer on the cooker started to bleep.
[ترجمه ترگمان]تایمر روی اجاق شروع به بوق زدن کرد
[ترجمه گوگل]تایمر در آشپزخانه شروع به بیهوشی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please bleep the doctor on duty immediately.
[ترجمه ترگمان]لطفا فورا دکتر رو به کار بنداز
[ترجمه گوگل]لطفا بلافاصله دکتر را ببوسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The microwave will bleep when your meal is ready. ...

معنی bleep در دیکشنری تخصصی

[سینما] سوت [علامت همگاهی ]

معنی کلمه bleep به انگلیسی

bleep
• high-pitched mechanical sound made by various machines
• make a high-pitched mechanical sound, beep
• a bleep is a short, high-pitched sound, usually one of a series, that is made by an electrical device.
• if you bleep someone, for example a doctor, you inform them that they are wanted by making an electrical device bleep.

bleep را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sina
bleep صدای بیب
this wristwatch has a bleep (این ساعت مچی یک صدای بیب بیب دارد)
bleep بیب بیب کردن
i heard his alarm clock bleeping this morning
من شنیدم که ساعتش امروز صبح شروع به بیب بیب کرد.
bleep something out
یعنی که یک سخن زشت ، حرف زشت ، کلمه ی زشت را با صدای بیب( بوق ) در تلویزیون یا رادیو جایگزین کردن
i heard an offensive word on Gem Tv was bleeped out
they bleeped out many offensive words on tv
نسرین رنجبر
used when someone is speaking, to avoid saying a swear word
در شرایط مختلف برای ناسزا گفتن و نشان دادن خشم استفاده میشود:
Where the bleep are my keys
کلیدهام کدوم گوری هستند؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bleep

کلمه : bleep
املای فارسی : بلیپ
اشتباه تایپی : ذمثثح
عکس bleep : در گوگل

آیا معنی bleep مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )