برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

blaze away


1- پیاپی تیر خالی کردن 2- با حرارت سخن گفتن

واژه blaze away در جمله های نمونه

1. The bonfire blazed away for hours.
[ترجمه ترگمان]آتش‌بازی ساعت‌ها خاموش شد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی به مدت چند ساعت ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The guns kept blazing away at the enemy.
[ترجمه ترگمان]اسلحه‌ها در حال سوختن به دشمن خیره شده بودند
[ترجمه گوگل]اسلحه به دشمن خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our gunners/guns kept blazing away at the enemy.
[ترجمه ترگمان]gunners و توپ‌های ما به سوی دشمن خیره شده بودند
[ترجمه گوگل]توپچی ها / اسلحه های ما به دشمن خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She took the gun and blazed away with calm and deadly accuracy.
[ترجمه ترگمان]تفنگ را برداشت و با دقت و دقتی مرگبار بیرون رفت
[ترجمه گوگل]او اسلحه را گرفت و با دقت آرام و مرگبار دور زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

blaze away را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی blaze away

کلمه : blaze away
املای فارسی : بلز آاوای
اشتباه تایپی : ذمشظث شصشغ
عکس blaze away : در گوگل

آیا معنی blaze away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )