برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1406 100 1

black

/ˈblæk/ /blæk/

معنی: سیاهی، دوده، لباس عزا، زشت، تاریک، سیاه، مشکی، سیاه رنگ، تیره، چرک و کثیف، تهدید امیز، سیاه شدن، سیاه کردن
معانی دیگر: دیزه، (گاهی با b بزرگ) سیاهپوست، آدم سیاه، بی نور، ظلمانی، شبدیز، (در مورد قهوه) بدون شیر یا خامه، بد، خبیث، مضر، زیانبخش، شرم آور، غم آور، حزن انگیز، وحشت بار، (به طور کنایه دار یا دردآور) فکاهی، خفیه، پنهان، نهان، واکس زدن، سیاه مالی کردن، دوده زدن، چرکین، لباس سیاه، جامه ی عزا، سیاه شده، عبوسانه، سیاه رنگی

بررسی کلمه black

اسم ( noun )
عبارات: in the black
(1) تعریف: the darkest color, which absorbs but does not reflect light.
متضاد: white
مشابه: ebony, jet, onyx, sable

- Black is the color of the night sky.
[ترجمه Ershad] آسمان شب سیاه رنگ است
|
[ترجمه ترگمان] سیاه رنگی از آسمان شب است
[ترجمه گوگل] سیاه رنگ آسمان شب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (sometimes cap.) a member of an ethnic group having dark skin, eyes, and hair.
مشابه: African, African American, Afro-American, Negro

- No one leader can speak for all blacks.
[ترجمه ترگمان] هیچ رهبر نمی‌تواند برای تمام سیاهان صحبت کند
[ترجمه گوگل] هیچ یک از رهبران نمی توانند برای همه سیاه پوستان صحبت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: something that i ...

واژه black در جمله های نمونه

1. black and white photography
عکسبرداری سیاه و سفید

2. black and white prints
تصویرهای چاپی سیاه و سفید

3. black cloth shot with silver thread
پارچه‌ی سیاه با تارهای سیمین

4. black clothes will do
لباس سیاه مناسب است.

5. black clouds appeared on the horizon
ابرهای سیاه در افق نمایان شد.

6. black comedy
کمدی حزن‌آور،کمدی سیاه

7. black flags were another demonstration of their grief
پرچم‌های سیاه نشان دیگری از سوگ آنان بود.

8. black hair and a handsome visage
موی سیاه و چهره‌ی زیبا

9. black is a sign of mourning
سیاه علامت سوگواری است.

10. black silk with white spots
پارچه‌ی ابریشم سیاه با خال‌های سفید

11. black smoke was shooting out from the chimney
دود سیاه از دودکش بیرون می‌زد.

12. black studies
مطالعات وابسته به سیاهان

13. black magic
جادوی سیاه (همراه با احضار شیاطین)

14. black out
...

مترادف black

سیاهی (اسم)
black , blackness , nigrescence , nigritude
دوده (اسم)
smut , black , grime , soot , lampblack , colly
لباس عزا (اسم)
black
زشت (صفت)
abhorrent , heinous , hideous , nefarious , bawdy , ugly , bad , obscene , abominable , execrable , gross , scurrilous , rude , offensive , awry , nasty , contumelious , awkward , black , unfavorable , flagrant , maladroit , backhand , ungainly , dirty , horrid , gash , unpleasant , fulsome , disgusting , invidious , ham-handed , heavy-handed , homely , ill-favored , ill-favoured , pocky , uncouth , ungraceful , unhandsome
تاریک (صفت)
blind , ambiguous , dark , dim , black , gloomy , dusky , somber , sombre , benighted , murk , caliginous , cimmerian , darkling , lackluster , stygian
سیاه (صفت)
dark , black , joyless , cheerless , darksome , jetty , despondent , unlucky , grimy , jet black , mirthless
مشکی (صفت)
black , raven
سیاه رنگ (صفت)
black , jetty , black-colored , black-coloured
تیره (صفت)
obscure , thick , dark , dim , black , gloomy , heavy , somber , sombre , muddy , turbid , murky , fuzzy , murk , nebulous , caliginous , overcast , cloudy , lurid , indistinct , tawny , darkling , fulvous , fuscous , inky
چرک و کثیف (صفت)
black
تهدید امیز (صفت)
black , minatory
سیاه شدن (فعل)
black , be afflicted , smudge , turn black , be blacked , become black , be blackened , be ruined
سیاه کردن (فعل)
ruin , waste , black , denigrate , begrime , make bitter , make black , blacken , make intolerable , render unhappy

معنی عبارات مرتبط با black به فارسی

viced a black : سبزه، دارای پوست تیره، سیه چرده
(گیاه شناسی) توسکای سیاه (ilex verticillata از خانواده ی holly ـ بومی امریکای شمالی)، توسا، توسکای قشلاقی، سیاه توسه، توسه
کبود (در اثر ضربه یا کتک)، سیاه و آبی (مثل جای نیشگون)، کوفته، کبود و سیاه در اثر ضربت وغیره
سرباز انگلیسی اعزام شده به ایرلند جهت سرکوبی شورش شین فین در سال های 1919-21
(عکس یا نقاشی) سیاه و سفید، دستنوشته، چاپ، چاپ written in black and white نوشته به طور آشکار
رجوع شود به: aberdeen angus
(با the) رجوع شود به: black magic، جادوگری، سحر
(خودمانی) وابسته به اعمال غیرقانونی و سری دولت برای دستگیری جنایتکاران و جاسوسان
(جانورشناسی) بس سیاه (انواع ماهی های جنس micropterus - ماهی آب شیرین امریکای شمالی)
(جانور شناسی) خرس سیاه (ursus americanus)
سوسک گرمابه
(در ورزش های خاور دور مانند کاراته و جودو) کمربند سیاه (نشان مهارت زیاد)
...

معنی black در دیکشنری تخصصی

black
[برق و الکترونیک] سیاه
[نساجی] رنگ سیاه - مشکی - تیره
[ریاضیات] سیاه
[زمین شناسی] بیماری بلک فوت(bfd) فرم شدیدی از بیماری عروقی محیطی است که در آن رگ های خونی در اندام های پایینی به شدت آسیب می بینند و در نهایت منجر به قانقاریای پیشرفته می شوند. این بیماری در تایوان مشاهده شده است.
[برق و الکترونیک] سیاه بعد از سفید نقصی در گیرنده های تلویزیونی که طی آن در امتداد حد سمت راست هر جسم سفید روی صفحه ی تلویزیون یک خط سیاه غیر عادی ظاهر می شود.همین عیب سبب می شود که به دنبال تغییر ناگهانی از سیاه به یک زمینه ی روشن تر نیز یک خط سفید ظاهر شود.علت آن وجود ناهمردیفی در گیرنده است .
[زمین شناسی] عقیق سیاه - نام آن از واژه یونانی اونوکس گرفته شده که به معنای ناخن است. عقیق سیاه، رنگ تیره ای دارد. این سنگ شبیه کلسدونی سیاه است. این سنگ یکی از نخستین سنگهای زمینی است. در یونان قدیم، تقریبا همه رنگهای کلسدونی، از سفید ناخنی تا سیاه و رنگهای حدواسط آن را اونیکس می نامیدند. سرانجام رومیها، این اصطلاح را برای توصیف رنگهای سیاه و قهوه ای تیره مورد استفاده قرار دادند. عقیق سیاه، در برزیل، ماداگاسکار و هند یافت می شود. - خواص عقیق سیاه : - عقیق سیاه به همراه سنگ کریستال می تواند ما را در برابر امواج منفی حمایت کند. این سنگ هنگام هجوم احساسات مؤثر واقع می شود. همچنین به حل موانع درونی و رسیدن به آگاهیهای تازه و آمدن آنها به سطح ذهن کمک می کند. عقیق سیاه تمرکز را زیاد می کند، عملکرد روده ها را آسان می کند، دارای عمل تقویت کنندگی بر روی استخوانها ، ستون مهره ها و قسمت پشت می باشد. - ویژگیهای فیزیکی - رنگ:سیاه، امروزه رنگ می شود. - سختی: 7- 5/6 - وزن مخصوص : 60/2 - شاخص شکست: 539/1- 535/1
...

معنی کلمه black به انگلیسی

black
• color black, color that absorbs but does not reflect light; member of an ethnic group having brown to black skin and hair; african american; something colored black; black clothes
• make black, color black; polish with a black substance (of shoes, etc.); boycott a business or product (british)
• of the color black; of or pertaining to an ethnic group having brown to black skin and hair; dark; without light; dirty; evil; gloomy; drunk without cream or milk (of coffee, etc.); boycott (british)
• something that is black is of the darkest colour that there is, the colour of the sky at night when there is no light at all.
• someone who is black belongs to a race of people with dark skins, especially a race from africa. adjective here but can also be used as a count noun. e.g. he was the first black to be elected to the congress.
• black coffee or tea has no milk or cream added to it.
• if you describe a situation as black, you mean that it is bad and not likely to improve.
• black magic involves communicating with evil spirits.
• black humour involves jokes about things that are sad or unpleasant.
• when a group such as a trade union blacks particular goods or people, it refuses to handle those goods or to have dealings with those people.
• see also blacking.
• if you black out, you lose consciousness for a short time.
• if a town or city is blacked out, its electricity supply is cut off.
• if news or news programmes are blacked out, they are prevented from being printed or broadcast.
black africa
• area of africa situated south of the sahara desert
black and blue
• someone who is black and blue is badly bruised, usually because they have been hit by someone.
black and white
• partially black and partially white in color; not in color; explic ...

black را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Taha
گربه سیاه
ebi
سیاهپوش
ali
سیاه ،کبود
٩٤
Black was wearing and nobody was happy
سیاه پوشیده بود و هیچکس خوشحال نبود

دیانا
در اصطلاحات انگلیسی معانی دیگری هم داره. مثلا:
به معنی: مایه ی دردسر
black sheep

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی black
کلمه : black
املای فارسی : بلک
اشتباه تایپی : ذمشزن
عکس black : در گوگل

آیا معنی black مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )