برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1635 100 1
شبکه مترجمین ایران

biofeedback

/ˌbaɪoʊˈfiːdbæk/ /ˌbaɪəʊˈfiːdbæk/

(روش کنترل حالات روحی و عاطفی مثل دلواپسی و افسردگی از طریق تعدیل اعمال غیرارادی مثل فشار خون و تپش قلب به کمک ابزار الکترونیکی) زی پس داد، پس خوراند زیستی، زیست پسخوراند، بازخورد زیستی

بررسی کلمه biofeedback

اسم ( noun )
• : تعریف: a method for self-regulation of presumably involuntary bodily functions, such as heartbeat rate, with the aid of electronic monitors that display visual representations of such functions.

واژه biofeedback در جمله های نمونه

1. While your body is being monitored by biofeedback instruments, you hear a gentle tone.
[ترجمه ترگمان]در حالی که بدن شما توسط ابزارهای بازخورد تحت نظارت قرار می‌گیرد، صدای آرامی را می‌شنوید
[ترجمه گوگل]در حالی که بدن شما با استفاده از ابزارهای بیولوژیکی کنترل می شود، صدای ملایم را می شنوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Biofeedback techniques have also been used with a moderate degree of success in some patients.
[ترجمه ترگمان]تکنیک‌های Biofeedback نیز با میزان متوسط موفقیت در برخی از بیماران مورد استفاده قرار گرفته‌اند
[ترجمه گوگل]تکنیک های Biofeedback نیز با موفقیت متوسط ​​در بعضی از بیماران مورد استفاده قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some athletic programs already use biofeedback.
[ترجمه ترگمان]برخی از برنامه‌های ورزشی دیگر از biofeedback استفاده می‌کنند
[ترجمه گوگل]برخی از برنامه های ورزشی قبلا از بیوفیدبک استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Similarly, Miner, in a successful controlled biofeedback trial, encouraged patients to squeeze for at least 20 seconds.
...

معنی biofeedback در دیکشنری تخصصی

biofeedback
[بهداشت] پسخورد زیستی
[روانپزشکی] پسخوراند زیستی. در این روش به بیمار یاد داده می شود که بر اعمال بدنی خود، نظیر فشار خون، که بطور طبیعی کنترل بر آن ها ندارد، کنترل پیدا کند. این روش بیشتر بر اعمال اتونومیک، و اکثراً در دستگاه قلب و عروق مورد استفاده قرار می گیرد. برای کنترل فعالیت الکتروآنسفاوگرافیک نیز کوشش هایی به عمل آمده اما نتایج رضایت بخش نبوده است.

معنی کلمه biofeedback به انگلیسی

biofeedback
• technique by which one controls one's automatic bodily functions (by monitoring brain waves, blood pressure, etc.)

biofeedback را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی biofeedback

کلمه : biofeedback
املای فارسی : بیوفیدبک
اشتباه تایپی : ذهخبثثیذشزن
عکس biofeedback : در گوگل

آیا معنی biofeedback مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )