برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1398 100 1

big board


(امریکا)، بورس سهام نیویورک

واژه big board در جمله های نمونه

1. In Big Board composite trading yesterday, the company's shares closed at $4 50.
[ترجمه ترگمان]در تجارت مرکب بزرگ دیروز، سهام شرکت در حدود ۴ دلار بسته شد
[ترجمه گوگل]سهام شرکت Big Board در روز سه شنبه، سهام شرکت با قیمت 4 دلار بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some other semiconductor companies, listed on the Big Board, had to stop trading because of order imbalances.
[ترجمه ترگمان]برخی شرکت‌های نیمههادی دیگر که در هیات‌مدیره بزرگ فهرست شده‌اند، به دلیل عدم تعادل سفارش، مجبور به توقف تجارت شدند
[ترجمه گوگل]بعضی از شرکت های نیمه هادی دیگری که در هیئت مدیره بزرگ ثبت نام کرده بودند، مجبور به توقف معاملات به علت عدم تعادل نظم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Big Board found that Mr Kleid effected unauthorized, unsuitable and excessive transactions and exercised discretion without written authorization.
[ترجمه ترگمان]هییت مدیره بزرگ دریافت که آقای Kleid در معاملات غیر مجاز، نامناسب و بیش از حد مجاز عمل کرده و بدون مجوز کتبی اختیار دارد
[ترجمه گوگل]هیئت بزرگ دریافت که آقای Kleid انجام معاملات غیر مجاز، نامناسب و بیش از حد و اعمال اختیار بدون اجازه کتبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

big board را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی big board
کلمه : big board
املای فارسی : بیگ بورد
اشتباه تایپی : ذهل ذخشقی
عکس big board : در گوگل

آیا معنی big board مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )