برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

betterment

/ˈbetərmənt/ /ˈbetəmənt/

معنی: اصلاح، بهتری، بهبودی، بهبود
معانی دیگر: به جای شکوه و انتقاد باید کار مثبت کرد، بهسازی، نیکباش

بررسی کلمه betterment

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or result of making something better; improvement.
مشابه: amendment, improvement, melioration

(2) تعریف: in law, an improvement beyond simple maintenance that increases the value of property.
مشابه: improvement

واژه betterment در جمله های نمونه

1. for the betterment of the society
برای بهبود جامعه

2. His research is for the betterment of mankind.
[ترجمه ترگمان]تحقیقات او برای بهتر شدن بشریت است
[ترجمه گوگل]تحقیق او برای بهبود بشر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We feel it offers significant opportunities for the betterment of our future.
[ترجمه ترگمان]ما احساس می‌کنیم که فرصت‌های قابل‌توجهی برای بهتر شدن آینده مان فراهم می‌کند
[ترجمه گوگل]ما احساس می کنیم که فرصت های قابل توجهی برای بهبود آینده ما ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you achieve some betterment, give further thought to other things you want to alter.
[ترجمه ترگمان]اگر به بهبودی دست یابید، به چیزهای دیگری فکر کنید که می‌خواهید تغییر دهید
[ترجمه گوگل]اگر برخی از پیشرفت ها را به دست آورید، به چیزهای دیگری که می خواهید تغییر دهید بیشتر فکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Economic advance still holds little promise of betterment for the average man in many countries.
...

مترادف betterment

اصلاح (اسم)
adjustment , reconciliation , modification , repair , correction , amendment , shaving , betterment , rectification , reparation , atonement , revision , reformation , regeneration , emendation , renovation
بهتری (اسم)
advantage , vantage , betterment
بهبودی (اسم)
recovery , betterment , amelioration , recuperation , health
بهبود (اسم)
improvement , recovery , betterment

معنی betterment در دیکشنری تخصصی

betterment
[حقوق] ترقی یا افزایش ارزش ملک در اثر ایجاد مستحدثات (توسط مالک یا در خارج از ملک توسط دولت یا بخش خصوصی)
[حسابداری] تعویض و بهسازی (نوسازی)

معنی کلمه betterment به انگلیسی

betterment
• improvement, advancement; reform, reconstruction
• the betterment of something is the act or process of improving its standard or status; a formal word.
betterment tax
• tax levied on the increase in the value of real estate from the time it is purchased to the time it is sold
soil betterment
• improving soil by the removal of stones from within, drainage and manuring

betterment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارافرجپور
اصلاح
ترقی
بهبود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی betterment

کلمه : betterment
املای فارسی : بترمنت
اشتباه تایپی : ذثففثقئثدف
عکس betterment : در گوگل

آیا معنی betterment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )