برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1361 100 1

berate

/bɪˈreɪt/ /bɪˈreɪt/

معنی: سرزنش کردن
معانی دیگر: (شدیدا) سرزنش کردن، گوشمالی دادن

بررسی کلمه berate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: berates, berating, berated
• : تعریف: to reproach or scold severely.
مترادف: baste, bawl out, chastise, chew out, lambaste, objurgate, rebuke, reprimand, reproach, roast, scold, tongue-lash, upbraid
مشابه: blackguard, castigate, censure, condemn, criticize, excoriate, flay, rate, reprove, score, take to task

- He berated his son for getting thrown off the football team.
[ترجمه ترگمان] او پسرش را بخاطر اخراج از تیم فوتبال سرزنش کرد
[ترجمه گوگل] او پسر خود را برای اینکه از تیم فوتبال بیرون رانده شد، فریب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه berate در جمله های نمونه

1. She began to berate the police for paying scant attention to the theft from her car.
[ترجمه ترگمان]او شروع به سرزنش کردن پلیس برای توجه کم به دزدی از ماشینش کرد
[ترجمه گوگل]او پلیس را برای پرداخت توجه کم به سرقت از ماشینش شروع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As he left the meeting, he was berated by angry demonstrators.
[ترجمه مهناز] او همانطور که جلسه را ترک می کرد، توسط تظاهرکنندگان خشمگین سرزنش می شد.
|
[ترجمه ترگمان]هنگامی که او این جلسه را ترک کرد، توسط تظاهرکنندگان خشمگین مورد سرزنش قرار گرفت
[ترجمه گوگل]همانطور که جلسه را ترک کرد، او توسط تظاهر کنندگان خشمگین محاصره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Doctors are often berated for being poor communicators, particularly when they have to give patients bad news.
[ترجمه مهناز] پزشکان اغلب به خاطر ارتباطات ضعیف، مخصوصا وقتی باید خبرهای بد به بیماران بدهند، سرزنش می شوند.
...

مترادف berate

سرزنش کردن (فعل)
snub , snap , blame , reproach , haze , censure , trounce , rebuke , berate , scold , upbraid , chide , twit , reprove , call down , taunt , jack , objurgate , dispraise , vituperate , reprimand , reprehend , tongue-lash

معنی کلمه berate به انگلیسی

berate
• scold, rebuke, reproach
• if you berate someone, you scold them angrily; a formal word.

berate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزانه
با فریاد از کسی انتقاد کردن
فواد بهشتی
انتقاد توهین آمیز کردن، با بی احترامی انتقاد کردن
محمد علیزاده
Blame with insult
مصطفي فريسات
سرزنش كردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی berate
کلمه : berate
املای فارسی : برت
اشتباه تایپی : ذثقشفث
عکس berate : در گوگل

آیا معنی berate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )