برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1729 100 1
شبکه مترجمین ایران

benignly

واژه benignly در جمله های نمونه

1. he smiled benignly at his guests
با مهربانی به مهمانان خود لبخند زد.

2. The policeman smiled benignly at the motorist.
[ترجمه ترگمان]پلیس به آرامی به راننده لبخند زد
[ترجمه گوگل]پلیس خوش شانس به راننده لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I just smiled benignly and stood back.
[ترجمه ترگمان]به آرامی لبخند زدم و به عقب برگشتم
[ترجمه گوگل]من فقط خوشبختانه لبخند زدم و ایستادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The face smiled benignly at him.
[ترجمه ترگمان]چهره خندان به او لبخند می‌زد
[ترجمه گوگل]صورتش به خوبی به او لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But combinations of other controls which are viewed benignly may very easily lead to similar effects.
[ترجمه ترگمان]اما ترکیبات دیگر کنترل‌ها که به صورت متفاوت دیده می‌شوند، ممکن است به راحتی منجر به تاثیرات مشابه شوند
[ترجمه گوگل]اما ترکیبی از کنترل های دیگر که به راحتی مشاه ...

معنی کلمه benignly به انگلیسی

benignly
• in a kind manner, generously

benignly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
با مهربانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی benignly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )