برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1471 100 1

benignly

واژه benignly در جمله های نمونه

1. he smiled benignly at his guests
با مهربانی به مهمانان خود لبخند زد.

2. The policeman smiled benignly at the motorist.
[ترجمه ترگمان]پلیس به آرامی به راننده لبخند زد
[ترجمه گوگل]پلیس خوش شانس به راننده لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I just smiled benignly and stood back.
[ترجمه ترگمان]به آرامی لبخند زدم و به عقب برگشتم
[ترجمه گوگل]من فقط خوشبختانه لبخند زدم و ایستادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The face smiled benignly at him.
[ترجمه ترگمان]چهره خندان به او لبخند می‌زد
[ترجمه گوگل]صورتش به خوبی به او لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But combinations of other controls which are viewed benignly may very easily lead to similar effects.
[ترجمه ترگمان]اما ترکیبات دیگر کنترل‌ها که به صورت متفاوت دیده می‌شوند، ممکن است به راحتی منجر به تاثیرات مشابه شوند
[ترجمه گوگل]اما ترکیبی از کنترل های دیگر که به راحتی مشاه ...

معنی کلمه benignly به انگلیسی

benignly
• in a kind manner, generously

benignly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
با مهربانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی benignly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران