برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

behind time


دیر، عقب

واژه behind time در جمله های نمونه

1. The plane was not behind time.
[ترجمه ترگمان]هواپیما پشت سر وقت نبود
[ترجمه گوگل]هواپیما در زمان پشت سر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's always behind time with the rent.
[ترجمه ترگمان]اون همیشه وقت اجاره رو داره
[ترجمه گوگل]او همیشه با اجاره وقت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The train left twenty minutes behind time .
[ترجمه ترگمان]قطار بیست دقیقه عقب رفت
[ترجمه گوگل]این قطار 20 دقیقه پس از تعطیلات را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The train is an hour behind time.
[ترجمه ترگمان]قطار ساعت یک ساعت پشت سر است
[ترجمه گوگل]قطار یک ساعت پس از وقت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We are not running behind time as usual,and we must start to work on time.
...

معنی کلمه behind time به انگلیسی

behind time
• late, laggardly
be behind time
• be late, not be on time, be tardy

behind time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر سعیدی
دارای بدهی معوقه
صبایی
دیرتر (از زمان مقرر)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی behind time

کلمه : behind time
املای فارسی : بهیند تیم
اشتباه تایپی : ذثاهدی فهئث
عکس behind time : در گوگل

آیا معنی behind time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )