برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

behalf

/bəˈhæf/ /bɪˈhɑːf/

معنی: بابت
معانی دیگر: (از) سوی، (از) جانب، از طرف

بررسی کلمه behalf

اسم ( noun )
(1) تعریف: support; aid (preceded by " in" or "on" and followed by "of").

- They raised funds on behalf of the homeless.
[ترجمه سها] آنها برای کمک به مردم بی خانمان پول جمع کردند.
|
[ترجمه ترگمان] آن‌ها از طرف افراد بی‌خانمان پول جمع‌آوری کردند
[ترجمه گوگل] آنها از سوی افراد بی خانمان پول می گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: representation; proxy (preceded by "on" and followed by "of").

- On behalf of the company's president, the manager welcomed the new workers.
[ترجمه ترگمان] مدیر از طرف رئیس شرکت از کارگران جدید استقبال کرد
[ترجمه گوگل] مدیر از کارکنان جدید استقبال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه behalf در جمله های نمونه

1. on behalf of the bride and the groom, i wish to thank all the guests
به نمایندگی عروس و داماد از همه‌ی مهمانان تشکر می‌کنم.

2. on behalf of
به نمایندگی از،به وکالت از،از سوی

3. his efforts on behalf of the poor are laudable
کوشش‌های او در راه مستمندان ستودنی است.

4. we interceded on behalf of those who have been condemned to death
ما به سود آنان که به مرگ محکوم شده‌اند وساطت کردیم.

5. in (or on) behalf of
از سوی،به جانبداری از

6. i speak in his behalf
از جانب او حرف می‌زنم.

7. i listened to their disputes and tried to interpose on behalf of the old man
به مشاجره‌های آنها گوش دادم و سعی کردم از سوی پیرمرد وساطت کنم.

8. I paid the money on your behalf.
[ترجمه ترگمان]من پول رو از طرف تو دادم
[ترجمه گوگل]من پول از طرف شما پرداخت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. On behalf of the entire company, I would like to thank you for all your work.
[ترجمه ترگمان]از طرف تمام شرکت می‌خواستم از شما برای تمام کاره‌ای شما تشکر کنم
[ترجمه ...

مترادف behalf

بابت (اسم)
regard , concern , behalf

معنی کلمه behalf به انگلیسی

behalf
• representing; support
• if someone does something on your behalf, they do it as your representative.

behalf را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sara
instead of
مهری نبویان
به خاطر من
محمدحسین
به نیابت از
عاطفه موسوی
On behalf of از طرف
میلاد علی پور
به سودِ به حمایتِ، به نفعِ
هانی
on behalf of somebody:
in order to help somebody
برای کمک کردن به کسی
HadiES
به نمایندگی از ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی behalf

کلمه : behalf
املای فارسی : بهلف
اشتباه تایپی : ذثاشمب
عکس behalf : در گوگل

آیا معنی behalf مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )