برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1407 100 1

bear out


تایید کردن، به ثبوت رساندن

واژه bear out در جمله های نمونه

1. The colour will bear out soon.
[ترجمه ترگمان]رنگ به زودی باز می‌شود
[ترجمه گوگل]رنگ به زودی برطرف خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The other witnesses will bear me out / bear out what I say.
[ترجمه ترگمان]بقیه شاهدها هم تحمل می‌کنند که من چه می‌گویم
[ترجمه گوگل]شاهدان دیگر من را بیرون می آورند / آنچه را که می گویند بشنوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The other witnesses will bear out what I say.
[ترجمه پژمان زارعی] بقیه شاهدین آنچه من میگم رو تایید می کنند
|
[ترجمه ترگمان] بقیه شاهدین چیزی که من میگم رو تحمل میکنن
[ترجمه گوگل]شاهدان دیگر آنچه را که می گویند، نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I hope you will bear out what I tell him.
...

معنی کلمه bear out به انگلیسی

bear out
• show to be true, prove correct

bear out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

samar
حمايت كردن
javad
تصدیق کردن
میثم علیزاده
تایید کردن
● در واقع ادعا، داستان یا عقیده ای را مورد قبول دانستن
Hossain Adamzad
بیرون آمدن
H. Hematian
Support
تایید کردن، حمایت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bear out
کلمه : bear out
املای فارسی : بر آوت
اشتباه تایپی : ذثشق خعف
عکس bear out : در گوگل

آیا معنی bear out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )