برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

bean

/ˈbiːn/ /biːn/

معنی: دانه، لوبیا، باقلا، حبوبات، حبه، چیز کم ارزش و جزئی
معانی دیگر: هر دانه ی لوبیا مانند، (امریکا - خودمانی) کله، مخ، مغز، (امریکا - خودمانی - جمع) هیچ، (امریکا - خودمانی) بر کله کوفتن، توسری زدن، (بیس بال) با توپ بر سر چوگان زن زدن، (خودمانی - معمولا با: give) شکست، تنبیه، سرزنش، گوشمالی، (گیاه شناسی) انواع گیاهان بنشن زا از تیره ی نخودها و جنس phaseolus و vigna و dolichos که شامل گیاهان نخود و لوبیا و باقلا و بقولات دیگر می گردد، (لوبیا سبز) نیام، غلاف خوراکی لوبیا سبز

بررسی کلمه bean

اسم ( noun )
عبارات: full of beans, spill the beans
(1) تعریف: the edible seed or seed pod of several types of leguminous plants.

(2) تعریف: any of various types of leguminous or bean-bearing plants.

(3) تعریف: any other beanlike seed or object.

- coffee beans
[ترجمه ترگمان] لوبیای قهوه
[ترجمه گوگل] دانه های قهوه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: (informal) one's head.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: beans, beaning, beaned
مشتقات: beanlike (adj.)
• : تعریف: (informal) to strike on the head with an airborne object, esp. a baseball.

واژه bean در جمله های نمونه

1. bean soup
آبگوشت لوبیا

2. bean feast
(انگلیس - خودمانی) مهمانی پرسرور،جشن مسرت بخش

3. castor bean
دانه‌ی کرچک

4. coffee bean
دانه‌ی قهوه

5. the bean sack fell with a crunching sound
کیسه‌ی لوبیا قرچ کرد و افتاد.

6. spill the bean
(عامیانه) افشا کردن،بروز دادن

7. i don't have a bean
(خودمانی) یک شاهی ندارم،یک غاز ندارم

8. it isn't worth a bean
(خودمانی) یک شاهی نمی‌ارزد،یک غاز هم نمی‌ارزد

9. every foolish idea which enters his bean
هر فکر احمقانه‌ای که به مغزش خطور می‌کند

10. 'Jeez I feel tired,' said Bean.
[ترجمه ترگمان]بین گلی گفت: خدایا احساس خستگی می‌کنم
[ترجمه گوگل]جین گفت: 'من احساس خستگی می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The rose and the bean families belong to the same order.
[ترجمه ترگمان]رز و خانواده لوبیا هم به همین ترتیب تعلق دارند
[ترجمه ...

مترادف bean

دانه (اسم)
grain , kernel , bait , seed , granulation , bean , piece , granule , berry , pill , birdseed , furuncle , rash , whelk , knurl , currant , semen
لوبیا (اسم)
bean , haricot bean
باقلا (اسم)
bean , broad bean
حبوبات (اسم)
grain , bean , cereal , frijol
حبه (اسم)
grain , bean , berry
چیز کم ارزش و جزئی (اسم)
bean

معنی عبارات مرتبط با bean به فارسی

(بیس بال) پرتاب توپ به سوی سر چوگان زن (که خطا است)
(انواع شپشه ها و خزوک ها و سوسکچه هایی که آفت بنشن ها هستند) سوسک لوبیا
(گیاه شناسی) گواچ، قیچ (انواع گیاهان جنس zygophyllum از خانواده ی caltrop)، پیرسن داری
(امریکا - خودمانی) کسی که (مثل برخی حسابداران) فقط به جزئیات توجه دارد و کلیات را از یاد می برد، کوچک بین
رجوع شود به: tofu
(انگلیس - خودمانی) مهمانی پرسرور، جشن مسرت بخش
خرنوب، غلاف باقلا خرنوب، غلاف باقلایالوبیا
جوانه ی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراک های چینی به کار برده می شود
(گیاه شناسی) انواع درخت هایی که میوه یا تخم آنها مثل لوبیا در نیام است (مانند: catalpa)، ش درخت خرنوب
(جانورشناسی) انواع سوسکچه های تیره ی bruchidae به ویژه acanthoscelides obtectus که شفیره آن (لارو آن) آفت بنشن هاست
رجوع شود به: adzuki bean
(گیاه شناسی) لوبیا پهن (نوعی باقلا به نام لاتین vicia faba از خانواده ی pea)، باقلا
...

معنی bean در دیکشنری تخصصی

bean
[کامپیوتر] نگاه کنید به جاوا بنا
[نفت] کاهنده
[زمین شناسی] کانسنگ نخودی یک کانه آزاد دانه درشت پیزولیتی آهن؛ لیمونیتی که در آگرگات تجمع های عدسی شکل دیده می شود. همچنین ببینید: pea ore (کانه نخودی)
[نفت] کاهش دادن
[نفت] جریان کاه ته چاه
[کامپیوتر] مؤلفه نرم افزاری که در Java نوشته شده است . هدف از این مؤلفه های نرم افزاری ،تسهیل در توسعه ی نرم افزار از طریق مونتاژ برنامه ها از مؤلفه های تست شده ی برنامه های قبلی است که بر روی بسیاری از سخت افزارهای گوناگون کار می کنند .یک برنامه ی Java Bean شامل داده ها و متدها است ، درست مانند « کلاس عادی Java » .داده ها فقط می توانند از طریق متدهای فرعی که اسامی شان با get برای دریافت داده از Bean یا set (برای ارسال داده به Bean ) همراه است؛ قابل دسترس باشند . این استانداردسازی به ابزار برنامه نویسی امکان می دهد تا با آزمایش Bean ،خصوصیات آن ، و نحوه ی تغییر این خصوصیات را تعیین نماید .یک برنامه ی Java Bean ممکن است نمایش بصری داشته باشد (مثلاً ،ممکن است به صورت یک ئکمه یا کادر گفت و گو ظاهر شود، تا کاربران بتوانند آن را به محل دلخواه خود تغییر مکان دهند). این برنامه ها (Bean) ها به طور کلی در یک فایل JAR (آرشیوJava ) درج می شوند که ممکن است شامل عناصر دیگری همچون تصویر گرافیکی نیز باشد .برای شناخته ی نمونه ای از تلکنولوژی مؤلفه ای برای ویندوز ،رجوع کنید به ActiveX .
[صنایع غذایی] ماش : گیاهی یکساله علفی با نام علمی phaseolus aureus از تیره leguminosae دار ...

معنی کلمه bean به انگلیسی

bean
• leguminous plant; small edible seed of the bean plant; beanlike seeds (i.e. coffee beans); small application program intended to perform a defined task (in the java internet programming language)
• hit on the head
• beans are the pods of a climbing plant, or the seeds that the pods contain, which are eaten as a vegetable.
• beans are also the seeds of various plants which are used for different purposes, for example to make drinks such as coffee or cocoa, or to produce oil.
• if someone is full of beans, they are very lively and full of energy and enthusiasm; an informal expression.
bean feast
• a bean feast is a party or lively social event where there is lots of food to eat; an informal expression.
bean pod
• bean pouch produced by the legume family
bean pole
• pole that bean plants climb on; (nickname for) very tall and skinny person
broad bean
• fava bean, type of edible seed of a bean plant
• broad beans are flat light green beans that can be cooked and eaten.
butter bean
• lima bean, edible seed of this plant
castor bean
• seed of the castor oil plant
coffee bean
• small seed which is ground to make coffee
• coffee beans are the seeds of a coffee tree. the roasted seeds are ground up and hot water is poured over them in order to make the drink coffee.
fava bean
• chick pea, type of legume, type of bean
french bean
• french beans are long, rounded green beans which you cook and eat as a vegetable.
kidney bean
• bean plant th ...

bean را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساناز غلامپور
دانه قهوه
مهدی ادیب
یک شاهی (پول)
رضا سعیدی
لوبیا
sportwoman
لوبیا
گاهی اشاره به هسته درونی چیزی نیز ترجمه می شود
MasiPakad
(در لفظ خودمانی آمریکایی) چوچوله clitoris ، برجستگی لوبیا مانند قسمت خارجی آلت تناسلی زنانه که با مالش اون لذت جنسی با اوج میرسه و در نتیجه اورگاسم حاصل میشه
حمید رحیمی
حبوبات، غلات، لوبیا، نخود
آزاده نوری
bean bag:صندلی راحتی
Theli
Bean-shooter
دروغگو، کسی که خیلی قُپی میاد
رومینا ملازاده
از خانواده ی حبوبات هستش به معنی *لوبیا*

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی bean

کلمه : bean
املای فارسی : بان
اشتباه تایپی : ذثشد
عکس bean : در گوگل

آیا معنی bean مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )