برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

beams

واژه beams در جمله های نمونه

1. steel beams support the roof
تیرهای پولادی تاق را نگه می‌دارند.

2. eleven wooden beams supported the roof
یازده تیر چوبی سقف را نگه می‌داشت.

3. to shoot laser beams at the moon
پرتو لیزر به ماه انداختن

4. to fabricate a bridge of steel beams
ساختن پل با تیرهای پولادی

5. the bridge is made of wooden beams, and weak beams at that
پل با تیرهای چوبی و آن هم تیرهای چوبی ضعیف ساخته شده است.

6. the water tank rested on a framework made of iron beams
تانک آب برروی چارچوبی متشکل از تیرهای آهن قرار گرفته بود.

7. to kill time until the train arrived, he started counting the beams on the ceiling
او برای گذراندن وقت تا آمدن قطار شروع به شمردن تیرهای سقف کرد.

معنی کلمه beams به انگلیسی

roof beams
• logs which support the roof of a house
sun beams
• light of the sun, shine that is seen coming from the sun

beams را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.b
تیرها
Sam
Beams=noun a long,thick piece of wood you use to hold up a roof
Narges
دسته ای از اشعه ها،پرتو
SSB 💫
پرتو ها
Elay
پرتو های نور خورشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی beams مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )