برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
be - in - on

be in on

be in on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Masood bidarfarrokh
شرکت کردن
To takepart in
I didn't want to be in on their argumemt, so I remained silent.
بابک
to take part in something that is being planned or discussed
I don’t know what they agreed to because I wasn’t in on the deal.
بابک
۱-درگیر شدن با دشمن
۲-مواجه شدن با مشکلات
۳-مترادف :deal with
عدالت مجاوری
be in on sth اطلاع داشتن از چیزی یا درگیر بودن با چیزی
مثال:
She is in on my secret. او از راز من مطلع است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی be in on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران