برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

be carried away


اختیار از دست دادن، سخت تحت تاثیر قرار گرفتن، ذوق زده شدن

واژه be carried away در جمله های نمونه

1. The rubbish must be carried away.
[ترجمه ترگمان]این آشغال‌ها را باید باخود برده باشند
[ترجمه گوگل]زباله باید دور شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We should not be carried away by our success.
[ترجمه ترگمان]ما نباید با موفقیت خودمان کنار بیاییم
[ترجمه گوگل]ما نباید از موفقیت های ما دور شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Those unfortunate enough to be carried away after a crackdown are uncertain whether they will return alive.
[ترجمه ترگمان]آن unfortunate که پس از سخت گیری دست به گریبان باشند مطمئن نیستند که آیا زنده خواهند ماند یا نه
[ترجمه گوگل]کسانی که به اندازه کافی ناامید شده اند پس از سرکوب، به وضوح مشخص نیست که آیا آنها زنده خواهند ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But are we allowing ourselves to be carried away by false vanity?
[ترجمه ترگمان]اما آیا ما به خودمان اجازه می‌دهیم که با خودخواهی اشتباه از اینجا دور شویم؟
[ترجمه گوگل]اما آیا ما اجازه می دهیم خود را با غرور غلط تحقق ...

be carried away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sara
جوگیر شدن
از خود بی خود شدن
get carried away هم میشه گفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی be carried away

کلمه : be carried away
املای فارسی : به کررید آاوای
اشتباه تایپی : ذث زشققهثی شصشغ
عکس be carried away : در گوگل

آیا معنی be carried away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )