برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1400 100 1

basis point

/ˈbeɪˌsɪsˈpɔɪnt/ /ˈbeɪsɪspɔɪnt/

(در محاسبه ی نرخ بهره و مبادلات ارزی و غیره) مبنای یکصدم، واحد یکصدم

بررسی کلمه basis point

اسم ( noun )
• : تعریف: a unit equal to one hundredth of one percent, used in economics and finance to measure exchange rates, interest rates, and the like.

واژه basis point در جمله های نمونه

1. The bonds will be priced to yield 75 basis points above the 7 percent gilt due 200
[ترجمه ترگمان]اوراق‌قرضه با قیمت ۷۵ درجه بالاتر از ۷ درصد به خاطر ۲۰۰ پوند تعیین خواهند شد
[ترجمه گوگل]اوراق قرضه قیمت گذاری خواهد شد تا 75 بنیادی بالاتر از 7 درصد گوشته به دلیل 200 افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Reoffered at 9 5 to yield 485 basis points above the 125 % Bund due 200
[ترجمه ترگمان]Reoffered در ۹ ۵ به ازای ۲۰۰ % امتیاز بالاتر از ۱۲۵ % Bund نمودار شد
[ترجمه گوگل]مجددا در 9 5 به کار خود ادامه دادیم تا به 485 بنیاد بالاتر از 125٪ بوند به دلیل 200 امتیاز برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The five-year yield fell 1 basis point to 89 percent.
[ترجمه ترگمان]بازده پنج ساله به ۸۹ درصد رسید
[ترجمه گوگل]عملكرد پنج ساله 1 واحد معادل 89 درصد كاهش يافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The spread was as narrow as 73 basis points a month ago.
[ترجمه ترگمان]این گسترش به اندازه ۷۳ نقطه پایه در ماه پیش بود
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه basis point به انگلیسی

basis point
• hundredth of a percent - measure of interest rates

basis point را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد مالكي
يك صدم درصد (در محاسبه نرخ بهره)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی basis point
کلمه : basis point
املای فارسی : باسیس پوینت
اشتباه تایپی : ذشسهس حخهدف
عکس basis point : در گوگل

آیا معنی basis point مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )