برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1426 100 1

barreled


System.String[]

واژه barreled در جمله های نمونه

1. he jumped on the motorcycle and barreled past the guard
پرید روی موتور سیکلت و مثل تیر از جلو نگهبان رد شد.

مترادف barreled

خمرهای شکل (صفت)
barreled , domed

معنی عبارات مرتبط با barreled به فارسی

معنی کلمه barreled به انگلیسی

double barreled
• having two barrels (of a firearm); having two different meanings or purposes

barreled را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی barreledکلمه : barreled
املای فارسی : باررلاد
اشتباه تایپی : ذشققثمثی
عکس barreled : در گوگل

آیا معنی barreled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )