برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1431 100 1

band together

واژه band together در جمله های نمونه

1. If we band together, we can give our argument strength.
[ترجمه ترگمان]اگر ما با هم متحد باشیم، قدرت استدلال خود را نیز به دست خواهیم آورد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The liberals band together against the new legislation.
[ترجمه ترگمان]لیبرال‌ها در برابر قانون جدید با هم متحد شدند
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Paul and I were getting a band together, and we needed a new record deal.
[ترجمه ترگمان]من و \"پائول\" داشتیم با هم یه گروه موسیقی می‌گرفتیم و ما به یه معامله جدید نیاز داشتیم
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We must band together to fight the common enemy.
[ترجمه ترگمان]ما باید با هم‌کار کنیم تا با دشمن مشترک بجنگیم
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ...

معنی کلمه band together به انگلیسی

band together
• join together, unite (as in action or coalition)

band together را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
به هم پیوستن، با هم چفت شدن، متحد شدن، کنار هم قرار گرفتن، پشت هم در آمدن، حرف ها را یکی کردن، به اتفاق نظر رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی band together مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )