برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1625 100 1
شبکه مترجمین ایران

ball boy

/bɔ:lˌbɔɪ/ /bɔ:lˌbɔɪ/

(در ورزش های توپ دار مثل تنیس) پسری که کارش جمع آوری توپ ها است، توپ جمع کن، توپ آور

بررسی کلمه ball boy

اسم ( noun )
• : تعریف: a boy or young man who retrieves stray balls during a tennis or baseball game, or who has charge of balls used in practice, as in football and basketball.

واژه ball boy در جمله های نمونه

1. Received ball boy, if satisfied with the girls, they tied in small gifts on the ball Renghui woman, so in love began.
[ترجمه ترگمان]پسر توپی که اگر از دخترها راضی بود، به خاطر این که عاشق دخترها بود، با هدیه کوچکی که در مجلس رقص بود بسته شدند، عشق شروع شد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A ball boy holds a tennis ball as Rafael Nadal plays Thomaz Bellucci during their fourth round match of the French Open May 3
[ترجمه ترگمان]یک پسر توپ تنیس با بازی رافائل Nadal در دور چهارم بازی تنیس اوپن فرانسه بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Later, he became a ball boy at the city's stadium while Diego Maradona played there.
[ترجمه ترگمان]بعدا او در استادیوم شهر به یک پسر تبدیل شد در حالی که دیگو Maradona در آنجا بازی می‌کرد
[ترجمه گوگل]<# [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was a ball boy when he used to play for Paris Saint-Germain.
...

معنی کلمه ball boy به انگلیسی

ball boy
• one who retrieves tennis balls during a match

ball boy را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ball boy

کلمه : ball boy
املای فارسی : بال بوی
اشتباه تایپی : ذشمم ذخغ
عکس ball boy : در گوگل

آیا معنی ball boy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )