برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

ball and chain


غل و زنجیر، زنجیر و وزنه ی گرد آهنی (که برای جلوگیری از فرار به زندانی می بستند)

بررسی کلمه ball and chain

اسم ( noun )
• : تعریف: a heavy ball attached by a chain to a prisoner's ankle to prevent escape.

واژه ball and chain در جمله های نمونه

1. The responsibility was a ball and chain around my ankle.
[ترجمه ترگمان]این مسئولیت یک توپ و زنجیر به دور قوزک پایم بود
[ترجمه گوگل]مسئولیت توپ و زنجیری در اطراف مچ پا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. New technologies can turn from status symbol to ball and chain overnight.
[ترجمه ترگمان]فن‌آوری‌های جدید می‌توانند تبدیل به نماد وضعیت به توپ و زنجیر شده در طول شب شوند
[ترجمه گوگل]فن آوری های جدید می توانند از نماد وضعیت به توپ و زنجیره یک شبه تبدیل شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This belief was like a ball and chain for the allied war effort.
[ترجمه ترگمان]این اعتقاد مانند یک توپ و زنجیر برای تلاش‌های جنگ متحد بود
[ترجمه گوگل]این باور مانند توپ و زنجیری برای تلاش نیروهای متحد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If her grandfather removed the ball and chain, he wrote, would she visit?
[ترجمه ترگمان]اگر پدربزرگش توپ و زنجیر را برداشت، به دیدنش خواهد آمد؟
[ترجمه گوگل]اگر پدربزرگش توپ و زنج ...

ball and chain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دوریان هاویلیارد
گاهی به معنی همسر�wife� هم می اید
محمد جواد شمسایی
در متن های متفاوت معنایی متفاوتی دارد مثلاً اشاره به همسر که رییس خطا بش می کنیم my ball and chain won't come with u زنم یا رییس نمی گذاره با شما بیام در جای دیگه به معنای محدودیت .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ball and chain

کلمه : ball and chain
املای فارسی : بال اند چین
اشتباه تایپی : ذشمم شدی زاشهد
عکس ball and chain : در گوگل

آیا معنی ball and chain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )