برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1469 100 1

b cell

/ˈbiːˈsel/ /biːsel/

(کالبد شناسی) سلول b (هر یک از لنفوسیت های غیرناشی از تیموس که در مغز استخوان به کمال می رسند و در ساختن پادتن ها نقش دارند)

بررسی کلمه b cell

اسم ( noun )
• : تعریف: a type of white blood cell, produced in the bone marrow, that makes antibodies that fight off disease.

واژه b cell در جمله های نمونه

1. Their solution was to isolate specific clones of B cells and fuse them with cancer cells.
[ترجمه ترگمان]راه‌حل آن‌ها مجزا کردن کلون‌های خاص سلول‌های بی بود و آن‌ها را با سلول‌های سرطانی ترکیب کرد
[ترجمه گوگل]راه حل آنها انسداد کلون های خاصی از سلول های B بود و آنها را با سلول های سرطانی ترکیب می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Most gastric lymphomas are large cell lymphomas of B cell lineage.
[ترجمه ترگمان]بیشتر lymphomas (lymphomas gastric)سلول بزرگ lymphomas از دودمان B هستند
[ترجمه گوگل]بیشتر لنفوم های معده لنفوم سلول بزرگ سلول B سلولی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These antibodies are produced by the B cells in our lymph glands.
[ترجمه ترگمان]این پادتن در غدد لنفاوی ما تولید می شه
[ترجمه گوگل]این آنتی بادی ها توسط سلول های B در غدد لنفاوی تولید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Because the disorder is specific to B cells, it may be a candidate for somatic gene therapy.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که این اختلال مختص سلول‌های بی است، ممک ...

معنی کلمه b cell به انگلیسی

b cell
• beta cell, cell in the pancreatic islets which produces and secretes insulin (physiology); type of lymphocyte produced in the bone marrow, precursor of antibody-producing plasma cells (immunology)

b cell را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی b cell
کلمه : b cell
املای فارسی : ب سلول
اشتباه تایپی : ذ زثمم
عکس b cell : در گوگل

آیا معنی b cell مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران