برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1358 100 1

Byzantine

/ˈbɪzənˌtaɪn/ /ˈbɪzənˌtaɪn/

معنی: وابسته بروم شرقی
معانی دیگر: ساکن شهر بیزانس (که پس از تسخیر توسط مسلمانان ترک به اسلامبول تغییر نام یافت)، بومی قسطنطنیه، وابسته به امپراطوری قسطنطنیه یا بیزانس و زبان و فرهنگ آن، وابسته به کلیسای ارتدکس شرقی، (گاهی با b کوچک) از نظر سیاسی شبیه به دستگاه امپراطوری بیزانس، پیچیده و پر تبانی، پر دسیسه

بررسی کلمه Byzantine

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or pertaining to Byzantium, the empire once centered there, or its culture, artifacts, institutions, or the like.

- The Byzantine Empire, also known as the Eastern Roman Empire, had its capital at Constantinople.
[ترجمه ترگمان] امپراتوری روم شرقی که به امپراتوری روم شرقی نیز معروف بود، پایتخت خود را در قسطنطنیه داشت
[ترجمه گوگل] امپراتوری بیزانس، که همچنین به عنوان امپراطوری روم شرقی شناخته می شد، در پایتخت کنستانتینپول سرمایه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of, pertaining to, or resembling the style of architecture or decorative art that is characteristic of the Byzantine Empire.

(3) تعریف: (sometimes l.c.) characterized by complexity and intrigue, as the politics of the Byzantine Empire.

- She hired a lawyer to assist her in navigating through the byzantine process of obtaining a visa.
[ترجمه ترگمان] او وکیلی را استخدام کرد تا به او برای عبور از طریق فرآیند byzantine گرفتن ویزا کمک کند
[ترجمه گوگل] او وکیل را استخدام کرد تا به وی کمک کند تا از طریق فرایند بیزانس دریافت ویزا کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Byzantine در جمله های نمونه

1. There are also several well-preserved Byzantine frescoes.
[ترجمه ترگمان]همچنین چندین نقاشی از نقاشی‌های دیواری که به خوبی حفظ شده‌اند وجود دارد
[ترجمه گوگل]چندین نقاشی دیواری به خوبی حفظ شده وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Apart from the dome and pendentive construction, Byzantine methods and materials vary according to locality.
[ترجمه ترگمان]به غیر از ساختمان گنبد و pendentive، روش‌های بیزانسی و مواد با توجه به محل تغییر می‌کنند
[ترجمه گوگل]به استثنای گنبد و ساخت و ساز مستحکم، روش ها و مواد بیزانس به ترتیب با مکان متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It had houses on it in Roman and Byzantine times, and the stone lion has long since vanished.
[ترجمه ترگمان]این خانه در دوران روم و بیزانس بر روی آن دیده می‌شد و از آن زمان شیر سنگی مدت‌ها پیش ناپدید شده بود
[ترجمه گوگل]این خانه ها در آن زمان در رومی ها و روم های بیزانس بوده است و شیرهای سنگی از مدت ها از بین رفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The exterior of Byzantine churches is plain and simple; its appearance is ceded to the glory of the inte ...

مترادف Byzantine

وابسته بروم شرقی (صفت)
byzantine

معنی عبارات مرتبط با Byzantine به فارسی

امپراطوری روم شرقی یا بیزانس (پایتخت: قسطنطنیه - 395-1453 میلادی)

معنی کلمه Byzantine به انگلیسی

byzantine
• inhabitant of byzantium
• of or pertaining to byzantium; of or pertaining to the byzantine empire
byzantine church
• church built in the byzantine style, church built during the time of the byzantine empire
byzantine empire
• eastern roman empire, successor to the roman empire after the separation of the eastern and western sections of the empire in 395 ad (lasted till 1453 ad)

Byzantine را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
بسیار پیچیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی byzantine
کلمه : byzantine
املای فارسی : بیزنتین
اشتباه تایپی : ذغظشدفهدث
عکس byzantine : در گوگل

آیا معنی Byzantine مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )