برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1649 100 1
شبکه مترجمین ایران

Butter

/ˈbətər/ /ˈbʌtə/

معنی: کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روی، چاپلوسی کردن
معانی دیگر: هرچیز کره مانند، انواع روغن های گیاهی که در حرارت معمولی سفت هستند، (شیمی) نام قدیمی کلریدهای فلزی، (معمولا با: up) چاپلوسی کردن، شیره مالی کردن، کره مالیدن (روی نان)، کره زدن به

بررسی کلمه Butter

اسم ( noun )
(1) تعریف: a solid fat made by churning cream, used for cooking and spreading on bread.

(2) تعریف: any of a number of foods similar to butter in texture or use as a spread.
مشابه: spread

- peach butter
[ترجمه ترگمان] کره هلو
[ترجمه گوگل] کره هلو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- cashew butter
[ترجمه ترگمان] کره جوز
[ترجمه گوگل] کره بادام زمینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- cocoa butter
[ترجمه فاطمه] کرم کاکائو
|
[ترجمه ترگمان] کره کاکائو
[ترجمه گوگل] کره کاکائو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذ ...

واژه Butter در جمله های نمونه

1. butter of antimony
کره‌ی آنتیموان

2. butter squares
قالب‌های کره

3. apple butter
کره‌ی سیب،خمیر سیب

4. cocoa butter
کره‌ی کاکائو

5. herbed butter
کره دارای گیاهان معطر و ادویه‌ای

6. peanut butter
کره‌ی بادام زمینی (بادام زمینی کوبیده)

7. salt butter
کره‌ی نمک‌زده

8. sweet butter
کره‌ی بی‌نمک

9. the butter was beginning to run
کره داشت آب می‌شد.

10. blend the butter and sugar together!
شکر را با کره مخلوط کن‌!

11. bread and butter
نان و کره

12. to melt butter
کره را آب کردن

13. to spread butter on bread
روی نان کره مالیدن

14. to spread butter over the bread
کره روی نان مالیدن

15. bread and butter
1- نان و کره 2- امرار معاش،(کسب) روزی 3- ...

مترادف Butter

کره (اسم)
butter , globe , sphere , butterfat
روغن (اسم)
butter , unction , ointment , grease , unguent , oil , lubricant , ghee
روغن زرد (اسم)
butter
کره مالیدن روی (اسم)
butter
چاپلوسی کردن (فعل)
praise , adulate , flatter , blandish , butter , coax , collogue , sweet-talk , fraise , gloze , slaver , soft-soap , truckle , wheedle

معنی عبارات مرتبط با Butter به فارسی

(گیاه شناسی) کتانی تماشایی، کتانی رایج، گل کتان، کتان وحشی (linaria vulgaris از خانواده ی figwort)
انواع لوبیاهای سفید یا دارای رنگ روشن
(جانورشناسی) صدف کره ای، کره صدف (جنس saxidomus - صدف درشت خوراکی و بومی سواحل شمال غربی ایالات متحده)
چاقوی کره (چاقوی کندی که برای مالیدن کره روی نان و غیره به کار می رود)
یکجورگردوی امریکایی
نان کره ای
قالب کره سازی
(گیاه شناسی) انواع درختانی که ازدانه های چرب آنها ماده ی کره مانندی به دست می آید (مانند shea)
کمی کره، قدری کره
(امریکا) کره ی سیب (خمیر سیب مخلوط با ادویه که مثل کره روی نان می مالند)
1- نان و کره 2- امرار معاش، (کسب) روزی 3- بخش اصلی، اساسی، متعارفی، عادی، روزمره، وابسته به امرار معاش، وابسته به درآمد اساسی، ممر درآمد، سرچشمه ی رزق و روزی، وسیله معاش، نان وپنیر درخورجوانی، وابسته بکسب معاش، معمولی، همه جایی، کسل کننده
رجوع شود به: cocoa butter ...

معنی کلمه Butter به انگلیسی

butter
• solid fat substance derived from milk
• spread with butter, spread butter on
• butter is a yellowish substance made from cream which you spread on bread or use in cooking.
• when you butter bread or toast, you spread butter on it.
• if you say that butter wouldn't melt in someone's mouth, you mean that they look very innocent but you know that they have done something wrong or are intending to.
• see also bread and butter.
• if you butter someone up, you praise them or try to please them, because you want to ask them a favour; an informal expression.
butter bean
• lima bean, edible seed of this plant
butter flavored margarine
• margarine which is made to taste like butter
butter up
• suck up, adulate someone in order to gain favor or advantage by behaving obsequiously
butter wouldn't melt in his mouth
• he acts as if he never does anything wrong
brandy butter
• brandy butter is a thick paste made from butter, sugar and brandy. it is usually eaten at christmas with christmas pudding or mince pies.
bread and butter
• maintenance, livelihood, source of income
• habitual, routine, usual; practical, material
• the bread and butter of a person or organization is the activity or work that provides their main source of income.
• the bread-and-butter issues, questions, or problems are the ones that are the most basic and important.
cacao butter
• fat extracted from cacao seeds (used in making soap, cosmetics, etc.)
cocoa butter
• fatty substance produced from cocoa seeds
karite butter
...

Butter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

M
با کره و یا روغن چیزی را چرب کردن
afsaneh
چیزهای کره مانند
کیانا زند
کره و روغن مغزها و هر چیز چرب دیگر
کیانا زند
کره و چربی
Rana mirsalehi
butter : کره، روغن
butter up : گول زدن، سر کسی را شیره مالیدن
Mohammadreza
کره
..
نانان کره ای چیزی که به کره مالیده شده باشه
tinabailari
کره
how much butter do we need
چه قدر کره نیاز داریم 🧈🧈🧈🧈
tinabailari
Butter is made from milk
کره از شیر درست می شود ↖️

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی butter

کلمه : butter
املای فارسی : باتر
اشتباه تایپی : ذعففثق
عکس butter : در گوگل

آیا معنی Butter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )