برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

Burlesque

/bərˈlesk/ /bɜːˈlesk/

معنی: تقلید، رقص لخت، مضحک، مسخره امیز، تقلید و هجو کردن
معانی دیگر: تقلیدآمیز و خنده آور، تقلیدی (به منظور طنزگری و خنداندن)، (به منظور انتقاد یا خنده انگیزی) تقلید کردن از، (در ادبیات و تئاتر و غیره) تقلید خنده آور، تقلید انتقادی، (امریکای قرن گذشته) نمایش خنده آور که در آن شوخی های رکیک و عریان نمایی می کردند

بررسی کلمه Burlesque

اسم ( noun )
(1) تعریف: a book, play, skit, or the like that mocks something by comically treating it with inappropriate seriousness or levity.
مشابه: farce, mock-heroic, parody, satire, skit, travesty

- The play is a burlesque that satirized the political scene of the time.
[ترجمه ترگمان] نمایش یک نمایش مضحک است که صحنه سیاسی زمان را مورد هجو قرار داد
[ترجمه گوگل] این بازی یک داستان جادویی است که صحنه سیاسی زمان را تحسین می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any purposely ridiculous or grotesque treatment of a subject.
مترادف: takeoff
مشابه: caricature, exaggeration, lampoon, mockery, parody, satire, spoof, travesty

(3) تعریف: in the United States, a stage show that features unsophisticated burlesques, popular music, and often stripteases; vaudeville show.
مشابه: follies, revue, striptease, variety show, vaudeville
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or concerning a burlesque.
مشابه: comic, exaggerated, fantastic, farcical, grotesque, mocking, ridiculous, satirical
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: burlesques, burlesquing, burlesqued
مشتقات: burlesquer (n.)
• : تعریف: to ridicule by means ...

واژه Burlesque در جمله های نمونه

1. he staged a satirical burlesque of romeo and juliet
او تقلید طنزآمیزی از رومئو و ژولیت را به صحنه آورد.

2. Our comic play was a burlesque of a Shakespearean tragedy.
[ترجمه ترگمان]نمایش کمدی ما یک رقاص تراژدی غم انگیزی بود
[ترجمه گوگل]بازی کمیک ما یک سر و صدا از یک تراژدی شکسپیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The play was criticized for its burlesque treatment of serious issues.
[ترجمه ترگمان]این نمایش بخاطر رفتار burlesque در مورد مسائل جدی مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]این بازی به دلیل رفتارهای جدی اش با مسائل جدی مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The book read like a black comic burlesque.
[ترجمه ترگمان] کتاب مثل یه رقاص مضحک خونده میشه
[ترجمه گوگل]این کتاب مانند یک کمیک طنز سیاه و سفید خوانده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He shouldn't burlesque the elder.
[ترجمه ترگمان]او نباید از خواهر بزرگ‌تر جدا شو ...

مترادف Burlesque

تقلید (اسم)
fake , simulation , farce , burlesque , imitation , emulation , mimicry , mime , mimesis
رقص لخت (اسم)
burlesque
مضحک (صفت)
absurd , ridiculous , funny , ludicrous , comic , hilarious , preposterous , grotesque , buffo , harlequin , burlesque , droll , farcical , laughable
مسخره امیز (صفت)
ridiculous , burlesque , droll , farcical
تقلید و هجو کردن (فعل)
burlesque

معنی Burlesque در دیکشنری تخصصی

Burlesque
[سینما] یکی از اشکال نمایشی کمیک - نوعی نمایش طنزآمیز

معنی کلمه Burlesque به انگلیسی

burlesque
• mockery, caricature, comic imitation; comic performance
• mock, imitate in a comic fashion
• a burlesque is a piece of writing which makes fun of a particular style by copying it in an exaggerated way.
• burlesque was a type of comedy show which was popular in america in the late 19th and early 20th centuries.

Burlesque را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی burlesque

کلمه : Burlesque
املای فارسی : بورلسقو
اشتباه تایپی : ذعقمثسضعث
عکس Burlesque : در گوگل

آیا معنی Burlesque مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )