برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

Bulging


System.String[]

واژه Bulging در جمله های نمونه

1. bulging eyes
چشمان ورغلیده (بیرون زده)

2. bulging muscles
عضلات قلمبه سلمبه (پر از برجستگی)

3. Her pockets were bulging with presents.
[ترجمه ترگمان]Her از هدایا بیرون‌زده بود
[ترجمه گوگل]جیب هایش با هدایا پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jiro waddled closer, his belly bulging and distended.
[ترجمه ترگمان]Jiro مثل اردک قدم می‌زد، شکمش بیرون‌زده بود و ورم کرده بود
[ترجمه گوگل]جیرو نزدیکتر می شوم، شکمش شکسته و پرت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her bags were bulging with shopping.
[ترجمه ترگمان]کیف‌ها با خرید از حدقه بیرون‌زده بودند
[ترجمه گوگل]کیسه های او با خرید خریداری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They returned home with the car bulging with boxes.
[ترجمه سمیرا] آنها با اتومبیل پر از جعبه به خانه برگشتند.
...

مترادف Bulging

برجسته (صفت)
prime , master , striking , leading , protuberant , distinguished , outstanding , illustrious , dominant , bossed , prominent , eminent , bossy , gibbous , bulging , convex , bunchy , famous , predominant , egregious , noted , dome-shaped , kenspeckle , embossed , knobby , laureate , noticeable , overriding , palmary , stereometric , supereminent , torose
بر امده (صفت)
knotted , bouffant , protuberant , gibbous , bulging , verrucous , bulgy , pulvinate , excrescent , snaggy , protrusive , ridgy , verrucose
محدب (صفت)
protuberant , gibbous , bulging , bulgy , convex , pulvinate

معنی Bulging در دیکشنری تخصصی

bulging
[عمران و معماری] بادکردن
[ریاضیات] باد کردن
[پلیمر] برآمدگی، تحدب
[ریاضیات] قالب گشادکننده
[نساجی] حلقه شکم داده در بوبین - حلقه شل و سفت در بوبین

معنی کلمه Bulging به انگلیسی

bulging
• protruding, sticking out, swelling
bulging eyes
• eyes which stick out, protruding eyes, "bug-eyes"

Bulging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ghazal khanoom
Sticking out
صبا
برجسته
سجاد پیشنماززاده
متورم، بالا آمده
بنده خدا
ورقلمبیده-برجسته-بیرون زده-
محمد سینایی
Bulging tire

وقتی کنار تایر باد می کند ... به اصطلاح تایر (قُر) شده...

Matin
برجسته، متورم، ورقلمبیده، بیرون زده
sticking out
متین خدایی
برجسته، متورم، بیرون زده
lucid dreamer
sticking out like bulging eyes.....برجسته یا بیرون زده
زارعی
CENTRAL DISC PROTRUSION LEVELS THE LUMBAR NSPINE SHOWS ترجمه فارسی شود
رقیه سادات احمدی
Swelling
Outwards
برجسته،ورقلمبیده
Exaple: bulging eyes

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bulging
کلمه : bulging
املای فارسی : بولگینگ
اشتباه تایپی : ذعملهدل
عکس bulging : در گوگل

آیا معنی Bulging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )