برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

Brilliancy


درخشندگى علوم مهندسى : درخشان ورزش : بازى درخشان شطرنج

بررسی کلمه Brilliancy

اسم ( noun )
حالات: brilliancies
(1) تعریف: brilliance.

(2) تعریف: an instance of brilliance.

واژه Brilliancy در جمله های نمونه

1. The diamond ring dazzled with brilliancy.
[ترجمه ترگمان]انگشتر الماس با نور خیره‌کننده‌ای خیره شد
[ترجمه گوگل]حلقه الماس با درخشندگی خیره شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was gifted with literary brilliancy while she shouldered the responsibility of supporting her family.
[ترجمه ترگمان]وقتی که مسئولیت حمایت از خانواده‌اش را به دوش می‌کشید استعداد ادبی داشت
[ترجمه گوگل]او با درخشش ادبی با استعداد بود در حالی که او مسئولیت حمایت از خانواده اش را بر عهده داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Welcome the hardware businessmen cooperate, creating the brilliancy of tomorrow together.
[ترجمه ترگمان]به بازرگانان سخت‌افزار خوش آمدید، هم‌کاری کنید، brilliancy فردا را با هم خلق کنید
[ترجمه گوگل]بازرگانان سخت افزاری را خوش آمد می گویند و با همدیگر همکاری می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We wondered more andat theof the streets the brilliancy of the shops the great traffic.
[ترجمه ترگمان]ما در شگفت بودیم که andat در خیابان‌ها the o ...

معنی Brilliancy در دیکشنری تخصصی

Brilliancy
[نساجی] درخشندگی - تلالو- جلاء

معنی کلمه Brilliancy به انگلیسی

brilliancy
• brightness; glitter, splendor; intelligence, cleverness, ingenuity, capability

Brilliancy را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی brilliancy

کلمه : Brilliancy
املای فارسی : بریللینکی
اشتباه تایپی : ذقهممهشدزغ
عکس Brilliancy : در گوگل

آیا معنی Brilliancy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )