برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1720 100 1
شبکه مترجمین ایران

Brighton

واژه Brighton در جمله های نمونه

1. The Brighton Festival is held every year around May time.
[ترجمه ترگمان]جشنواره برای تن هر سال در حدود ماه مه برگزار می‌شود
[ترجمه گوگل]جشنواره برایتون هر ساله در اواسط ماه مه برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's exhausting commuting from Brighton to London every day.
[ترجمه ترگمان]از رفتن به لندن هر روز از \"برایتون\" تا لندن خسته‌کننده است
[ترجمه گوگل]هر روز از برایتون به لندن رفت و آمد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Cheques should be made payable to Brighton Borough Council.
[ترجمه ترگمان]قابل پرداخت‌است که قابل پرداخت به شورای Borough تن باشد
[ترجمه گوگل]چک باید به شورای شهر برایتون پرداخت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Brighton is a famous seaside resort.
[ترجمه ترگمان]برای تن یک پناه‌گاه ساحلی مشهور است
[ترجمه گوگل]برتون یک معبد ساحلی مشهور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی Brighton در دیکشنری تخصصی

[نساجی] بافت لانه زنبوری بدلی که یکطرف آن لانه زنبوری است

معنی کلمه Brighton به انگلیسی

brighton
• city in east sussex (england); city close to melbourne (australia); town in colorado (usa); family name

Brighton را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Brighton مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )