برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1359 100 1

Branches


System.String[]

واژه Branches در جمله های نمونه

1. branches that had been contorted by wind and storm
شاخه‌هایی که باد و توفان آنها را کج و معوج کرده بود.

2. branches that quaked in the spring breeze
شاخه‌هایی که در نسیم بهاری می‌لرزیدند

3. branches waved gently and shed their leaves
شاخه‌ها به آرامی نوسان می‌کردند و برگ‌های خود را می‌ریختند.

4. branches weighed down with fruit
شاخه‌هایی که میوه بر آنها سنگینی می‌کرد

5. branches were shaking in the wind
شاخه‌ها در باد تکان می‌خوردند.

6. dead branches had damed up the gutter
شاخ و برگ مرده (یا پوسیده) جوی را بند آورده بود.

7. green branches are still pliable
شاخه‌های سبز هنوز خمپذیرند.

8. its branches grow horizontally
شاخه‌های آن به طور افقی رشد می‌کنند.

9. the branches daily receive their orders from the parent company
شعبه‌ها دستورات خود را روزانه از شرکت مادر دریافت می‌دارند.

10. the branches swayed gently
شاخه‌ها آرام تکان می‌خوردند.

11. tree branches which were overburdened with ice and snow
شاخه‌های درختانی که زیر بار یخ و برف خم شده بودند

...

مترادف Branches

فروع (اسم)
branches , minutiae

معنی کلمه Branches به انگلیسی

trimmed branches
• branches that were cut off, branches removed while pruning trees
upper branches
• treetop, limbs of a tree located near the top

Branches را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Abas
شعب بانک
Hadis Mousavi
شاخه درخت/انشعاب/اتصال رشته ای
محمد عبدالعلی‌پور
شُعَب و فروع
bahar
شعبه ها
amirreza
شعبه ها
Exo_L
شاخه،انشعاب،فروغ
امیررضا فرهید
شعبه و یا به معنی از یک ریشه
ali
شاخه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی branchesکلمه : Branches
املای فارسی : برانچس
اشتباه تایپی : ذقشدزاثس
عکس Branches : در گوگل

آیا معنی Branches مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )