برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1732 100 1
شبکه مترجمین ایران

Boast

/boʊst/ /bəʊst/

معنی: لاف، مباهات، رجز خوانی، به رخ کشیدن، لاف زدن، بالیدن، خودستایی کردن، سخن اغراقامیز گفتن، رجز خواندن، قپی کردن
معانی دیگر: (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن، لافزنی، خودستایی، قمپز، چاخان کردن، لافیدن، چسی آمدن، شکوهیدن، لاپ آمدن، منم زدن، نازیدن، سرافراز بودن، سربلند بودن به، (قدیمی) مغرور بودن، پز دادن، قمپز دادن، n : خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود، به ر  کشیدن

بررسی کلمه Boast

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: boasts, boasting, boasted
• : تعریف: to talk with an excess of pride, esp. about oneself; brag.
مترادف: brag, crow
مشابه: bluster, flaunt, gasconade, swagger

- He's always boasting about his boat or one of his new cars.
[ترجمه ترگمان] او همیشه در مورد قایق یا یکی از ماشین‌های جدیدش لاف می‌زند
[ترجمه گوگل] او همیشه در مورد قایق خود و یا یکی از اتومبیل های جدیدش می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to talk about with an excess of pride.
مترادف: brag, vaunt
متضاد: deprecate, depreciate
مشابه: flaunt

(2) تعریف: to have pride by the ownership of.
مشابه: exhibit, have, possess

- The zoo boasts the largest collection of reptiles in the world.
[ترجمه ترگمان] این باغ‌وحش به بزرگ‌ترین مجموعه خزندگان در جهان می‌بالد
[ترجمه گوگل] باغ وحش دارای بزرگترین مجموعه خزندگان در جهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun ) ...

واژه Boast در جمله های نمونه

1. one can boast of pearl-like words
لاف از سخن چو در توان زد

2. it is his boast that he read the shahnameh in a single evening
مباهات او این است که یک‌شبه شاهنامه را خوانده است.

3. nobody believed his boast
هیچکس چاخان او را باور نکرد.

4. he is impatient of people who boast
او نمی‌توانست آدم‌های خودستا را تحمل کند.

5. try your utmost to gladden others' hearts, breaking hearts is nothing to boast about
تا توانی دلی به دست آوردل شکستن هنر نمی‌باشد

6. The boast of arrogance soon turns to shame.
[ترجمه ترگمان]غرور و تکبر خیلی زود باعث شرمساری می‌شود
[ترجمه گوگل]افتخار بزرگی به زودی به شرم تبدیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Speak little of your ill luck and boast not of your good luck.
[ترجمه ترگمان]کمی از بخت بد و اقبال خودتان حرف بزنید و به بخت و اقبال خودتان افتخار کنید
[ترجمه گوگل]کمی از بدبختی خود سخن بگوئید و از موفقیت شان نگذرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Great boast, small r ...

مترادف Boast

لاف (اسم)
flatulence , boast , brag , jactitation , flatulency , gash , jactation , self-glorification , vainglory
مباهات (اسم)
pride , glory , boast , brag
رجز خوانی (اسم)
gasconade , boast , brag , braggery , self-praise
به رخ کشیدن (فعل)
boast , flaunt
لاف زدن (فعل)
praise , brave , hector , gammon , puff , boast , brag , yelp , rodomontade
بالیدن (فعل)
pique , brave , pride , magnify , grow , glory , boast , flaunt , brag , preen , plume , set up
خودستایی کردن (فعل)
boast , vaunt
سخن اغراقامیز گفتن (فعل)
boast
رجز خواندن (فعل)
boast , brag
قپی کردن (فعل)
boast , brag

معنی کلمه Boast به انگلیسی

boast
• act of bragging, something bragged about
• brag, exaggerate about oneself
• if you boast about something that you have done or that you own, you talk about it in a way that shows that you are too proud of it; used showing disapproval.
• if something or someone can boast a particular achievement or possession, they have achieved or possess that thing.

Boast را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا دوزدوزانی
در برخی موارد از نظر فعل به معنی دارا بودن یا به تعبیری به معنی have است مثلا:
The city boasts two excellent museums
ترجمه :( اون) شهر دارای دو موزه ی عالی است .
شیما
فخر فروختن
Saeid
لاف زدن
امین
بلوف زدن
میلاد علی پور
مفتخر بودن، مالک بودن، داشتن، در بر داشتن
محمدرضی ظریف
To show you are proved of yourself
محدثه فرومدی
برخوردار/بهره‌مند بودن، در اختیار داشتن
محمدرضا ایوبی صانع
لاف زدن
سعدی بزرگوار می فرماید:
لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بود که پر توان زد
کم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندک تو جهان شود پر
🐾 مهدی صباغ
خودستایی کردن
پُز دادن
فخر فروشی کردن
چیزی را به رخ دیگران کشیدن
Misagh
به رخ کشیدن
ناهید ر
لاف زدن، سخن گزاف گفتن، گزافه گویی کردن
خدمت دوست عزیز آقای ایوبی عرض کنم شعری که فرمودید از نظامی گنجوی است نه سعدی
parham
یه چیزی مثل show off
امین جوادی ازاد
قمپز در کردن
:-D

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی boast

کلمه : boast
املای فارسی : بست
اشتباه تایپی : ذخشسف
عکس boast : در گوگل

آیا معنی Boast مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )