برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

Blushing


System.String[]

واژه Blushing در جمله های نمونه

1. He looked away, blushing.
[ترجمه ترگمان]او سرش را برگرداند و سرخ شد
[ترجمه گوگل]او نگاه کرد و چشمک زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Marshal stared expressionlessly at the blushing face and then at the star on the young man's epaulette.
[ترجمه ترگمان]مارشال بدون هیچ احساسی به چهره سرخ و درخشان مرد جوان خیره شد
[ترجمه گوگل]مارشال بی ادبانه در چهره خجالتی و پس از آن در ستاره ای از فرشته ی مرد جوان خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I felt myself blushing.
[ترجمه ترگمان]احساس کردم از خجالت سرخ شدم
[ترجمه گوگل]من احساس خجالت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their heat-patterns flared, as if they were blushing all over.
[ترجمه ترگمان]گرمای هوا طوری بود که انگار همه آن‌ها از خجالت سرخ شده‌بودند
[ترجمه گوگل]الگوهای گرمایشان به طرز شگفت انگیزی فرو می ریزند، به طوری که همه آنها سرخ شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Blushing

فروتن (صفت)
humble , simple , modest , discreet , meek , artless , blushing , submissive , bashful , coy , low , demure , homely , unpretentious , prostrate
خاضع (صفت)
humble , meek , obedient , blushing , submissive , bashful

معنی Blushing در دیکشنری تخصصی

[سینما] پدیده مه آلود شدن تصویر

معنی کلمه Blushing به انگلیسی

blushing
• blushful; embarrassed; having a red face (from anger, excitement, embarrassment or shame)

Blushing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
از خجالت سرخ شدن، شرمنده و خجالت زده!
Anwer
سرخ‌شدگی، سرخ‌شدگی صورت
رضا
سرخ شدن ناشی از خجالت یا رودرواسی یا در خواستگاری و ...
Farhood
Oh , God, I'm blushing
My face gets all red
I may just cry

✅having a red face
(from anger, excitement, embarrassment or shame)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی blushing
کلمه : blushing
املای فارسی : بلوشینگ
اشتباه تایپی : ذمعساهدل
عکس blushing : در گوگل

آیا معنی Blushing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )