برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1401 100 1

BI

/ˈbaɪ/ /bi/

مخفف: (خودمانی) دارای تمایل جنسی هم به جنس مخالف و هم به جنس خود، مخفف: (شیمی) بیسموت، پیشوند:، دوگانه، دارای دو عدد [biangular]، دو چندان، دو برابر، در دو طرف، به دو سو [biconvex]، هر دو ماه (یا هفته یا سال یا قرن) یک بار [biweekly و biennial]، دو بخشی [bilabial و bilateral]، (گیاه شناسی و جانورشناسی) مضاعف، جفتی، دوبرابر [bifurcate]، پیشوند معادل با: bio-

بررسی کلمه BI

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: symbol of the chemical element bismuth.
پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: two; both.

- bicycle
[ترجمه ترگمان] دوچرخه
[ترجمه گوگل] دوچرخه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- bilateral
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] دو طرفه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- bicarbonate
[ترجمه ترگمان] بیکربنات
[ترجمه گوگل] بی کربنات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: once every two (specified periods).

- biennial
[ترجمه ترگمان] دوسالانه
[ترجمه گوگل] دوسالانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه BI در جمله های نمونه

1. Figure 4 shows an integration scenario using WebSphere BI Adapters, in which a client requests application data from multiple applications .
[ترجمه ترگمان]شکل ۴ یک سناریوی ادغام با استفاده از WebSphere Adapters BI را نشان می‌دهد که در آن یک مشتری داده‌های برنامه را از چندین کاربرد درخواست می‌کند
[ترجمه گوگل]شکل 4 یک سناریوی ادغام با استفاده از WebSphere BI Adapters را نشان می دهد، که در آن یک مشتری اطلاعات برنامه را از برنامه های مختلف درخواست می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We have bi - lingual free booklets to give to you.
[ترجمه ترگمان]ما کتابچه‌های دارای دو زبانی رایگان برای ارایه به شما داریم
[ترجمه گوگل]ما یک جزوه رایگان دو زبانه برای شما ارائه می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Adventure Aviation's'Gravity Grabber'aerobatic bi - plane trip sounded just the ticket.
[ترجمه ترگمان]جاذبه جاذبه پرواز سفره‌ای دو هواپیما فقط بلیت هواپیما را به صدا در می‌آورد
[ترجمه گوگل]هواپیمای ماجراجویی Aviation's'Gravity Grabber'aerobatic سفر دوطرفه فقط بلیط را صدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Drag onto the page to add ...

معنی عبارات مرتبط با BI به فارسی

(شیمی) تقسیم پذیر به دو یون دو ظرفیتی (در مورد الکترولیت به کار می رود)
عمل دوشرطی
موتور حرارتى که میتواند با دو نوع سوخت( نه با هردو) علوم هوایى : موتور حرارتى که میتواند با دو نوع سوخت

مخفف BI

عبارت کامل: Burundi
موضوع: مکان و موقعیت
مخفف کشور بروندی

معنی BI در دیکشنری تخصصی

Bi
[شیمی] بیسموت
[برق و الکترونیک] bismuth-بیسموت عنصر فلزی سنگین و شکننده با عدد اتمی 83 و وزن اتمی 208/98 دارای نقطه ی ذوب پایینی یاست که برای کاربرد در کاتدها مناسب است . ترکیب آلیاژی آن با سایر فلزات ، یک ماده ی ابر رسانا می دهد .
[ریاضیات] پیشوندی به معنای دوتایی یا دودویی
[زمین شناسی] بیسموت - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Bismuth - شماره اتمی :83 - وزن اتمی :208.98 - آرایش الکترونی :2-8-18-32-18-5 - نوع عنصر :فلزات - گروه جدول تناوبی :15 - VA - دوره جدول تناوبی :6
[نساجی] سیستم ریسندگی دو محوری
[نساجی] نوعی ماشین فیتیله که از هر منطقه کشش آن دو فیتیله خارج می شود
[سینما] عدسی دو سو مقعر
[سینما] عدسی دو سو محدب
[سینما] دو راستا
[پلیمر] دو جهته، آرایشی که الیاف تقویت کننده دسته رشته ای در دو جهت زاویه دار (حداکثر عمود برهم) برای رسیدن به حداکثر استحکام محصول در دو جهت به خود می گیرد.
[کامپیوتر] چاپگر دوسویه - چاپگری که هم از چپ به راست و هم از راست به چپ چاپ می کند چاپگر دوسویه سرعت خوبی دارد اما از یک چاپگر یک سویه سری بسیار پیچیده تر است . این نوع چاپگر هنگام رفتن به سر سطر تاخیر ندارد
...

معنی کلمه BI به انگلیسی

bi
• information technology that is applied to business
• metallic element like arsenic
• two, twice
• bi- is used at the beginning of nouns and adjectives that have two as part of their meaning.
• bi- is also used to say how often something happens or how often something is produced. for example, if something happens bi-weekly, it happens twice a week or once every two weeks.
bi annual
• twice a year, every six months
bi concave lens
• double concave lens, lens curved inward like a bowl on both sides
bi monthly
• occurring every two months
bi motored
• having two motors
bi nationality
• belonging to two nations, having two nationalities
bi partisan consensus
• agreement between two political parties
bi weekly
• occurring every two weeks; magazine or journal which is published every two weeks
bi weekly magazine
• magazine or journal which is published every two weeks

BI را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

التن قاسمپور
دوگانه،دوچندان،دوبرابر
Bunny Gonzales
Business Intelligence

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bi
کلمه : Bi
املای فارسی : بی‌
اشتباه تایپی : ذه
عکس Bi : در گوگل

آیا معنی BI مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )