جلوگیری کردن، پیشگیری کردنبرگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردندفع شده. دفع شد. مانع شده. مانع شد .متوقف کرددوری کردن+ عکس و لینک