auspiciousness


خجستگی، فرخندگی، بختیاری، مساعدبودن

جمله های نمونه

1. Peafowl are precious birds that people love as a symbol of auspiciousness.
[ترجمه گوگل]طاووس پرندگان گرانبهایی هستند که مردم آنها را به عنوان نمادی از خوشبختی دوست دارند
[ترجمه ترگمان]Peafowl پرندگانی گران بها هستند که مردم به عنوان نماد of دوست دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The folks take the phoenix as the symbol of auspiciousness and happiness.
[ترجمه گوگل]مردم ققنوس را نماد خوشبختی و خوشبختی می دانند
[ترجمه ترگمان]مردم ققنوس را نشانه شادی و شادی می دانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Firework was first played to dispel ghosts and evil spirits and hanker for auspiciousness and happiness.
[ترجمه گوگل]آتش بازی ابتدا برای از بین بردن ارواح و ارواح شیطانی و اشتیاق به سعادت و خوشبختی انجام شد
[ترجمه ترگمان]نخستین آهنگ آن بود که ارواح خبیث و ارواح خبیث را از بین ببرد و از شادی و شادی جان سالم به در ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Based on the experiences and practices, an anonymous author wrote a book for interpreting dreams and predicting the auspiciousness and inauspiciousness, which was named Duke of Zhou Interprets Dreams.
[ترجمه گوگل]بر اساس تجربیات و شیوه ها، یک نویسنده ناشناس کتابی برای تعبیر خواب و پیش بینی خوشبختی و ناخوشی نوشت که دوک ژو رویاها را تعبیر می کند
[ترجمه ترگمان]نویسنده ناشناس، براساس تجربیات و تجربیات، کتابی را برای تفسیر رویاها و پیش بینی the و inauspiciousness، که دوک of رویاها نامیده می شد، نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is the the color of double happiness, representing joyous moments, auspiciousness, enthusiasm and prosperity.
[ترجمه گوگل]این رنگ شادی مضاعف است که نمایانگر لحظات شادی، فرخنده، اشتیاق و رفاه است
[ترجمه ترگمان]این رنگ شادی مضاعف است که بیانگر لحظات شاد، اشتیاق، شور و کامیابی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is the color of double happiness, representing joyous moments, auspiciousness, enthusiasm and prosperity.
[ترجمه گوگل]این رنگ شادی مضاعف است که نمایانگر لحظات شادی، فرخنده، اشتیاق و رفاه است
[ترجمه ترگمان]این رنگ شادی مضاعف است که بیانگر لحظات شاد، اشتیاق، اشتیاق و کامیابی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. B: Red is the color of double happiness, representing joy, auspiciousness, enthusiasm and prosperity.
[ترجمه گوگل]ب: قرمز رنگ شادی مضاعف است که نشان دهنده شادی، فرخنده، اشتیاق و رفاه است
[ترجمه ترگمان]B: قرمز رنگ شادی مضاعف است که بیانگر شادی، شادی، اشتیاق و کامیابی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Firework was first played to dispel ghosts and evil and hanker for auspiciousness and happiness.
[ترجمه گوگل]آتش بازی ابتدا برای دفع ارواح و شر و آرزوی خوشبختی و خوشبختی انجام شد
[ترجمه ترگمان]نخستین آهنگ آن بود که ارواح خبیث و شر و hanker را از بین ببرد و سعادت و سعادت را از بین ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• propitiousness, fortuitousness

پیشنهاد کاربران

- **خوش یمنی**، **فرخندگی**، **مبارک بودن**، **نویدبخش موفقیت بودن** یا **حالت مساعد و مثبت**.
این کلمه از صفت **auspicious** ( خوش یمن، فرخنده، مساعد ) مشتق شده و به کیفیت یا ویژگی چیزی اشاره دارد که نشانه های خوب، موفقیت آینده یا انرژی مثبت دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

### زمینه های رایج استفاده:
- در فرهنگ های شرقی ( چینی، هندی، etc. ) : اغلب به روزهای مبارک، نشانه های فرخنده، یا موقعیت های نویدبخش اشاره دارد ( مثل انتخاب تاریخ عروسی بر اساس auspiciousness ) .
- در زبان عمومی: برای توصیف رویدادها، آغازها یا نشانه هایی که امیدوارکننده هستند.
### مثال ها:
1. **مثال ساده**:
- "The auspiciousness of the day made everyone feel optimistic about the new venture. "
→ **فرخندگی** آن روز باعث شد همه نسبت به سرمایه گذاری جدید خوش بین باشند.
2. **مثال فرهنگی/مذهبی**:
- "In Chinese culture, the auspiciousness of certain numbers like 8 is highly valued. "
→ در فرهنگ چینی، **خوش یمنی** اعداد خاصی مثل ۸ بسیار ارزشمند است.
3. **مثال رسمی**:
- "The timing of the announcement added to the auspiciousness of the alliance. "
→ زمان بندی اعلامیه به **مبارک بودن** این اتحاد افزود.
معادل های رایج فارسی:
- خوش یمنی
- فرخندگی
- مبارک بودن
- مساعد بودن ( برای موفقیت )

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : auspiciousness
✅️ صفت ( adjective ) : auspicious
✅️ قید ( adverb ) : auspiciously