| هماهنگ با | She is attuned to the needs of her students. | او با نیازهای دانش آموزانش هماهنگ است. |
| حساس به | He is very attuned to the emotions of others. | او به احساسات دیگران بسیار حساس است. |
... [مشاهده متن کامل]
| آگاه به | The therapist is attuned to the subtle cues in her clients' behavior. | درمانگر به نشانه های ظریف در رفتار مراجعانش آگاه است. |
| سازگار با | The new policy is attuned to the changing needs of the community. | سیاست جدید با نیازهای در حال تغییر جامعه سازگار است. |
| توجه کردن | She is attuned to the subtle changes in her friend's mood. | او به تغییرات ظریف در حالت روحی دوستش توجه می کند. |
| حساس به | He is very attuned to the emotions of others. | او به احساسات دیگران بسیار حساس است. |
... [مشاهده متن کامل]
| آگاه به | The therapist is attuned to the subtle cues in her clients' behavior. | درمانگر به نشانه های ظریف در رفتار مراجعانش آگاه است. |
| سازگار با | The new policy is attuned to the changing needs of the community. | سیاست جدید با نیازهای در حال تغییر جامعه سازگار است. |
| توجه کردن | She is attuned to the subtle changes in her friend's mood. | او به تغییرات ظریف در حالت روحی دوستش توجه می کند. |