attributes


معنی: خواص

جمله های نمونه

1. to assign human attributes to an inanimate object
قایل شدن ویژگی های انسانی برای جسم بی جان

2. chimpanzees have many human attributes
شامپانزه دارای بسیاری از ویژگی های انسان می باشد.

3. winged feet are the attributes of mercury
داشتن پاهای بال دار از مشخصات مرکوری است.

مترادف ها

خواص (اسم)
attributes, properties, virtues, confidants, gentlefolks, vested interests, nobles, privileged classes, servitors

تخصصی

[کامپیوتر] ویژگیها . مشخصه ها - ویژگیهای فایلها در داس و سیتمهای عامل مشابه فایلها ممکن است پنهان سیستم فقط خواندنی و آرشیو باشند فرمان اتریب تغییرات ویژگیهای فایل را نشان می دهد.

پیشنهاد کاربران

ویژگی ها
خصوصیات
نگرش
نسبت دادن، منتسب کردن به
صفات
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما