attire

/əˈtaɪər//əˈtaɪə/

معنی: ارایش، لباس، لباس پوشاندن، اراستن، ارایش کردن
معانی دیگر: جامه (به ویژه جامه ی فاخر)، تن پوش، پوشیدن (به ویژه جامه ی فاخر)، جامه تن کردن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: attires, attiring, attired
• : تعریف: to dress, esp. in fancy or elegant clothes.
مترادف: array, clothe, deck out, dress, garb
متضاد: divest
مشابه: apparel, caparison, costume, doll up, equip, gussy up, habit, outfit, rig out, spruce up, trap out

- We're wondering how we should attire ourselves for this wedding.
[ترجمه گوگل] ما تعجب می کنیم که چگونه باید خودمان را برای این عروسی بپوشیم
[ترجمه ترگمان] در این فکر هستیم که چه طور باید خودمان را برای این عروسی آماده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: clothing, esp. fancy or elegant garments.
مترادف: apparel, array, clothes, clothing, dress, finery, garb, wear
مشابه: duds, ensemble, garment, getup, outfit, raiment, Sunday best, threads, toggery, togs

- They looked very elegant in their evening attire.
[ترجمه گوگل] آنها در لباس شب خود بسیار شیک به نظر می رسیدند
[ترجمه ترگمان] در لباس شب بسیار آراسته به نظر می رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an emperor's attire
جامه ی امپراطور

2. they were all costumed in formal attire
همگی به جامه های رسمی ملبس بودند.

3. I hardly think jeans are appropriate attire for a wedding.
[ترجمه گوگل]به سختی فکر می کنم شلوار جین لباس مناسبی برای عروسی باشد
[ترجمه ترگمان]من به سختی فکر می کنم که شلوار جین برای یک عروسی مناسب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. All the waiters were dressed in nautical attire.
[ترجمه گوگل]همه پیشخدمت ها لباس دریایی پوشیده بودند
[ترجمه ترگمان]تمام پیشخدمت ها لباس خود را پوشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her attention was attracted by his peculiar attire.
[ترجمه گوگل]توجه او با لباس خاص او جلب شد
[ترجمه ترگمان]توجه او به لباس مخصوص او جلب شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But swimsuits are the attire of the brave and very slim.
[ترجمه گوگل]اما مایو لباس افراد شجاع و بسیار باریک است
[ترجمه ترگمان]اما swimsuits لباس افراد شجاع و بسیار لاغر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Clothes I feel most comfortable in casual attire, ie: shorts, T-Shorts, tennis shoes.
[ترجمه گوگل]لباس هایی که من در لباس های غیررسمی احساس راحتی می کنم، به عنوان مثال: شورت، تی شورت، کفش تنیس
[ترجمه ترگمان]لباس هایی که من در لباس های عادی احساس راحتی می کنم، یعنی: شلوارک، تی - Shorts، کفش تنیس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Women use pieces of attire . . . to reinscribe themselves in the patriarchal system . . . .
[ترجمه گوگل]زنان از تکه های لباس استفاده می کنند خود را دوباره در نظام پدرسالار ثبت کنند
[ترجمه ترگمان]زنان از تکه های لباس استفاده می کنند و خود را در سیستم پدرسالارانه به کار می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His attackers were beneath his notice, and their attire conveyed their ungoverned emotions, if not their ungovernable selves.
[ترجمه گوگل]مهاجمان او زیر نظر او بودند و لباس آنها احساسات غیرقابل کنترل آنها را منتقل می کرد، اگر نگوییم خود غیرقابل کنترل آنها
[ترجمه ترگمان]حمله کنندگان او در زیر اخطاریه او قرار داشتند و پوشش آن ها احساسات ungoverned را در صورت عدم اعتماد به نفس خویش نشان می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Guests are requested to wear formal attire.
[ترجمه گوگل]از مهمانان درخواست می شود که لباس رسمی بپوشند
[ترجمه ترگمان]از میهمانان خواسته می شود که لباس رسمی بپوشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I was never conscious that my attire was odd until I had my first normal boy's gear.
[ترجمه گوگل]من هرگز متوجه نبودم که لباسم عجیب و غریب است تا اینکه اولین لباس معمولی پسرانه ام را تهیه کردم
[ترجمه ترگمان]هرگز متوجه نشده بودم که لباس هایم عجیب و غریب است، تا اینکه دنده یک پسر معمولی را داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He glanced uneasily at his own evening attire.
[ترجمه گوگل]با ناراحتی به لباس شب خودش نگاه کرد
[ترجمه ترگمان]با ناراحتی به لباس شب خود نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A degree of shabbiness in personal attire is now sought, and all but universally among the young.
[ترجمه گوگل]اکنون به دنبال درجه ای از رکود در لباس شخصی، و همه به جز جهانی در میان جوانان است
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر یک نوع لباس مخصوص به تن دارد و همه چیز به طور کلی در میان جوانان به دنبال آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Their attire was a mixture of the sombre and seaside wear.
[ترجمه گوگل]لباس آنها ترکیبی از لباس غم انگیز و ساحلی بود
[ترجمه ترگمان]لباس آن ها مخلوطی از لباس تیره و کنار دریا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ارایش (اسم)
order, arrangement, muster, attire, garnish, ornament, array, embellishment, formation, toilet, dressing, polish, inflorescence, decor, purfle, toilette, habiliment, fig, finery, garnishment, ornamentation, toiletry, mounting

لباس (اسم)
thing, attire, rig, clothing, dress, dressing, costume, garb, vest, clobber, gaberdine, vestment

لباس پوشاندن (فعل)
attire, dress

اراستن (فعل)
range, blazon, habit, trim, adorn, decorate, primp, illustrate, apparel, groom, titivate, attire, bedeck, prettify, smarten, bedight, ornament, grace, brave, arrange, fettle, line, equip, array, rank, tidy, perk, deck, inlay, prim, clothe, endue, embroider, prune, stud, indue

ارایش کردن (فعل)
adorn, embellish, attire, bedeck, manicure

انگلیسی به انگلیسی

• dress, put on clothes
dress, clothing, apparel
your attire is the clothes you are wearing; a formal word.

پیشنهاد کاربران

مثال؛
Please wear appropriate attire for the event.
A fashion magazine might feature an article titled, “Summer attire trends for 2022. ”
A friend might ask, “What’s the dress code? I need to know what attire to wear. ”
لباس خاص مخصوص مناسبتی خاص
سخت میشه معادل خاصی واسه این کلمه تو زبون فارسی پیدا کرد.
لباس رسمی
برای مثلا
Business attire
Attire is a nice or special clothing
FORMAL•LITERARY
noun
🔴clothes, especially fine or formal ones.
◀️"holiday attire"
◀️ I know… who the hell pairs white shoes with camo attire?
SIMILAR :
clothing / clothes / garments / dress / wear / outfit
turnout / garb / ensemble / costume
. e. g
Ms Amini was arrested on 13 September for wearing her hijab too loosely, which is deemed as "unsuitable attire" under Iran's Islamic dress code
clothes, especially of a particular or formal type
لباس، بویژه نوع خاص و رسمی
I hardly think jeans are appropriate attire for a wedding
منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/attire
پوشش
بطور عامیانه بگیم: تیپ. ( تیپ زدن )
clothing
clothes
garments
لباس و آرایش
پوشش - جامه
لباس
Formal attire
لباس داماد و عروس
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)

بپرس