نظریه دلبستگی / نظریه وابستگی عاطفی / نظریه پیوند عاطفی
تفاوت و نکات مهم:
به نظریهای در روانشناسی اشاره دارد که کیفیت روابط عاطفی اولیه بین کودک و مراقب اصلی را اساس شکلگیری الگوهای ارتباطی، هیجانی و رفتاری فرد در سراسر زندگی میداند؛ این نظریه بر نقش تعاملات اولیه در ایجاد احساس امنیت، اعتماد، اضطراب یا اجتناب در روابط بزرگسالی تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
با bonding تفاوت دارد. bonding به پیوند عاطفی کلی میان افراد اشاره دارد، در حالی که این اصطلاح به یک چارچوب نظری مشخص با مفاهیم علمی، انواع سبکهای دلبستگی و پیامدهای روانشناختی دقیق و مدون اشاره میکند.
با dependency نیز متفاوت است. dependency بیشتر به وابستگی عملکردی یا نیاز به دیگران برای تأمین نیازها اشاره دارد، اما این نظریه بر الگوهای درونی، بازنماییهای ذهنی از خود و دیگران و تأثیرات پایدار آنها بر روابط عاطفی تأکید میکند.
این واژه در روانشناسی تحولی، رواندرمانی، مشاوره خانواده، علوم تربیتی و حتی مدیریت و روابط سازمانی کاربرد گستردهای دارد و بار معنایی آن علمی و تخصصی است.
این اصطلاح در متون روانشناسی، روانپزشکی، علوم رفتاری، مشاوره و مقالات علمی بسیار رایج است.
کاربردهای رایج:
attachment theory in psychology = نظریه دلبستگی در روانشناسی
secure attachment style = سبک دلبستگی ایمن
anxious attachment style = سبک دلبستگی اضطرابی
avoidant attachment style = سبک دلبستگی اجتنابی
disorganized attachment = دلبستگی آشفته / بینظم
early attachment experiences = تجارب اولیه دلبستگی
attachment theory and relationships = نظریه دلبستگی و روابط
criticism of attachment theory = نقدهای وارد بر نظریه دلبستگی
تفاوت و نکات مهم:
به نظریهای در روانشناسی اشاره دارد که کیفیت روابط عاطفی اولیه بین کودک و مراقب اصلی را اساس شکلگیری الگوهای ارتباطی، هیجانی و رفتاری فرد در سراسر زندگی میداند؛ این نظریه بر نقش تعاملات اولیه در ایجاد احساس امنیت، اعتماد، اضطراب یا اجتناب در روابط بزرگسالی تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
با bonding تفاوت دارد. bonding به پیوند عاطفی کلی میان افراد اشاره دارد، در حالی که این اصطلاح به یک چارچوب نظری مشخص با مفاهیم علمی، انواع سبکهای دلبستگی و پیامدهای روانشناختی دقیق و مدون اشاره میکند.
با dependency نیز متفاوت است. dependency بیشتر به وابستگی عملکردی یا نیاز به دیگران برای تأمین نیازها اشاره دارد، اما این نظریه بر الگوهای درونی، بازنماییهای ذهنی از خود و دیگران و تأثیرات پایدار آنها بر روابط عاطفی تأکید میکند.
این واژه در روانشناسی تحولی، رواندرمانی، مشاوره خانواده، علوم تربیتی و حتی مدیریت و روابط سازمانی کاربرد گستردهای دارد و بار معنایی آن علمی و تخصصی است.
این اصطلاح در متون روانشناسی، روانپزشکی، علوم رفتاری، مشاوره و مقالات علمی بسیار رایج است.
کاربردهای رایج:
attachment theory in psychology = نظریه دلبستگی در روانشناسی
secure attachment style = سبک دلبستگی ایمن
anxious attachment style = سبک دلبستگی اضطرابی
avoidant attachment style = سبک دلبستگی اجتنابی
disorganized attachment = دلبستگی آشفته / بینظم
early attachment experiences = تجارب اولیه دلبستگی
attachment theory and relationships = نظریه دلبستگی و روابط
criticism of attachment theory = نقدهای وارد بر نظریه دلبستگی
attachment theory ( روانشناسی )
واژه مصوب: نظریۀ دلبستگی
تعریف: نظریهای بر این اساس که انسان ها به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی با افراد منتخب گرایش دارند
واژه مصوب: نظریۀ دلبستگی
تعریف: نظریهای بر این اساس که انسان ها به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی با افراد منتخب گرایش دارند