at the crack of dawn

انگلیسی به انگلیسی

• at the very beginning of dawn, right during sunrise, at daybreak

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• They left at the crack of dawn to avoid traffic.
آنها اول صبح راه افتادند تا در ترافیک گیر نکنند.
• The troops moved out at the crack of dawn.
نیروها سپیده دم حرکت کردند.
• She gets up at the crack of dawn every day.
او هر روز اول آفتاب از خواب بیدار می شود.
اول صبحی
My friends wake me up at the Crack of dawn to congratulate me on my birthday
اول صبحی
صبح اول وقت
صبح خروس خون
درست هنگام سحر
صبح خیلی زود
صبح علی الطلوع
= bright and early
یک عبارت غیر رسمی است ( informal )
صبح زود
Very early in the morning
انجام دادن کاری در صبح خیلی زود ، وقتی خورشید طلوع میکنه
خودمانی; خروس خوون_کله سحر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)