at some point

تخصصی

[ریاضیات] در یک نقطه ی مشخص

پیشنهاد کاربران

�بالاخره یه جایی. . . �
​"You'll have to face him at some point. "
( بالاخره یه جایی/یه وقتی باید باهاش روبرو بشی. )
​"At some point, the rain turned into snow. "
( در یک مقطعی، باران تبدیل به برف شد. )
...
[مشاهده متن کامل]

​"We should get together at some point soon. "
( باید یه وقتی همین زودیا دور هم جمع بشیم. )
​"At some point last year, I decided to move. "
( یه جایی در طول سال گذشته، تصمیم گرفتم جابجا بشم. )
​"The machine is going to break at some point. "
( این دستگاه بالاخره یه جایی/یه زمانی خراب می شه. )

کار به اینجا که می رسد
در زمانی مشخص
یه وقت دیگه انشالا
یک وقتی، یک زمانی ( در آینده )
Perhaps we ll have the opportunity to cross paths at some point. good luck for the next time
شاید یه روزی فرصت بشه تا با هم دیگه مواجه بشیم. تا دیدار اینده موفق باشی ( بدرود )
در یک مقطعی از زندگی یا برهه ای از زندگی.
At an unspecified time in the future
یک روزی در آینده
یک وقت هایی .
بالاخره
بعضی مواقع، گاهی اوقات، بعضی اوقات، گاهی، هرازچندگاهی، هراز گاهی، گاه گاه، بعضی وقت ها، گاهی وقت ها و باقی معادل های مشابه.
دوستان این معادل ها در محتوای به خصوص خودش قابل ترجمه است. اگر در قالب متن شما معنا نمی دهد، به معنای اشتباه بودنش نیست، ممنون میشم لایک کنید❤️
دیر یا زود
● یه جایی، یه زمانی ( منظور از این به بعد هست )
● از جهتی
Somewhere in the future
یه زمانی
at some point in the distant future I would like to have my own house .
دوست دارم یه زمانی تو اینده دور ، خونه خودم رو داشته باشم .
به یک جایی که برسد
روزی / یک وقتی / یک زمانی / چندصباحی / دیر یا زود/ یکی از همین روزها / وقتی زمانش برسد / سرانجام / بالاخره / بعدها /
در مقطعی از زمان
در مواردی
he was asked whether there might be some possibility of direct talks with Iran. Blinken replied, “Well, at some point, presumably, if there’s going to be any engagement on this, that would have to require diplomacy
Slate. com@
Somewhere in future
همان وسط ها
در برهه ای
در مقطعی
یک دوره ای [به معنای یک زمانی]
یک زمانی
زمانی [به معنای یک زمانی]
یک وقتی، [به معنای یک زمانی]
یک موقعی،
ممنون دوستان. بنظرم ترجمه ی پیشنهادی کاربر "مرجان فرجی" قابل توجه هستش
در یک مقطع زمانی. . . . . . . . .
In the future
,
با توجه به کتاب active reading
Neil J Anderson
در برهه از زمان ، معنی دوم اصطلاحا �می کنه از فردا دیگه فلان کار رو نمی کنم � at some point, I decided not to do that.
یه زمان مبهم در آینده
از یک جایی به بعد
در مقاطعی، در زمانهایی
در برهه ای از زمان
Many �people �suffer �from �mental� illness� at� some� point� in �their lives.
بسیاری از مردم در برهه ای از زندگی شان دچار بیماری ذهنی می شوند.

دربعضی موارد
ازبرخی نقطه نظرات
بعدها
در نقطه ای
یک جایی
به ناگاه
در مقطعی
در برهه ای از زمان
In future
در اینده
مثال
At some point , I'd like to study math in USA
at some moment in time that is not made specific,
at on unspecified time in the future,
,
happening or relating to a time in the past.
sometime, at an indefinite time
یک وقتی
از برخی جهات
از بعضی جهات
زمانی، در یک زمان نامشخص
در واقع
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٥)