at its core

پیشنهاد کاربران

در ماهیت خود
در وهله اول
محور اصلی
تمرکز اصلی
پیش از هر چیز
در درجۀ اول
🔸 معادل فارسی:
• در اصل / در ماهیتِ خود
• در بنیاد / در عمقِ وجود
• اساساً / به طورِ بنیادین
🔸 مثال ها:
• "At its core, the problem is not economic but political. "
این مسئله در اصل، اقتصادی نیست، بلکه سیاسی است.
...
[مشاهده متن کامل]

• "The novel is, at its core, a story about love and loss. "
این رمان در بنیادِ خود، داستانی درباره ی عشق و فقدان است.
• "At its core, democracy is about giving people a voice in how they are governed. "
دموکراسی در ماهیتِ خود، به معنایِ دادنِ حقِّ اظهارنظر به مردم در موردِ نحوه ی اداره شان است.
🔸 نکته:
• تفاوتِ آن با "Basically" یا "Fundamentally":
Basically: اساساً ( غیررسمی تر، برای ساده سازی یک موضوع ) .
Fundamentally: بنیادیناً ( رسمی تر، بر پایه هایِ اساسی تأکید دارد ) .
At Its Core: در اصل / در ماهیتِ خود ( تصویری تر و تأکیدی تر، برای اشاره به جوهره ی یک موضوع ) .

در اصل
به شدت، کاملا، دقیقا
در واقع