at first blush


در آغاز، در ابتدا، در آغاز کار، در اولین نظر، بدون تعمق و تفکر

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: when first observed; at first glance.

جمله های نمونه

1. It'seemed a good idea at first blush.
[ترجمه گوگل]در ابتدا ایده خوبی به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]فکر خوبی به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. At first blush, this sounds like good news.
[ترجمه گوگل]در ابتدا، این یک خبر خوب به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]اول سرخ می شوم، این به نظر یک خبر خوب می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At first blush, this is a compelling concept.
[ترجمه گوگل]در ابتدا، این یک مفهوم قانع کننده است
[ترجمه ترگمان]در ابتدا، این یک ایده قانع کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That may sound strange at first blush.
[ترجمه گوگل]این ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسد
[ترجمه ترگمان]این ممکن است در اول سرخ شدن عجیب به نظر برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. At first blush, this discovery seems to confirm his theory.
[ترجمه گوگل]در ابتدا، به نظر می رسد این کشف نظریه او را تأیید می کند
[ترجمه ترگمان]در ابتدا، این کشف به نظر می رسد که نظریه او را تایید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A. . The results here sound more grim at first blush than they really are.
[ترجمه گوگل]آ نتایج در اینجا در ابتدا بدتر از آنچه واقعا هستند به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]آ نتایج در اینجا در ابتدا بیشتر از آنچه که واقعا هستند، سنگین تر به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Things aren’t often what they appear to be at first blush. But embarrassment is. Jarod Kintz
[ترجمه گوگل]چیزها اغلب آنطور که در ابتدا به نظر می رسند نیستند اما خجالت است جارود کینتز
[ترجمه ترگمان]اغلب چیزهایی که به نظر می رسد در ابتدا سرخ می شوند، نیستند اما خجالت دارد Jarod Kintz
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. GE is, at first blush the epitome of a blue - chip name.
[ترجمه گوگل]جنرال الکتریک در ابتدا مظهر نام بلو چیپ است
[ترجمه ترگمان]این شرکت در ابتدا مظهر یک نام به رنگ آبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. At first blush the offer seemed attractive.
[ترجمه گوگل]در ابتدا این پیشنهاد جذاب به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]در آغاز سرخ شدن پیشنهاد جذاب به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It would seem, at first blush, that dollarization must be good.
[ترجمه گوگل]در ابتدا به نظر می رسد که دلاری شدن باید خوب باشد
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که نخست سرخ شد و گفت: باید خوب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It'seemed a good plan at first blush, but there were still some defects in it.
[ترجمه گوگل]در ابتدا طرح خوبی به نظر می رسید، اما هنوز ایراداتی در آن وجود داشت
[ترجمه ترگمان]اولین سرخ شدن، نقشه خوبی به نظر می رسید، اما هنوز در آن عیب و نقصی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. At first blush the university seems to be in greater demand than ever.
[ترجمه گوگل]در ابتدا به نظر می رسد که دانشگاه بیش از هر زمان دیگری تقاضا دارد
[ترجمه ترگمان]در ابتدا به نظر می رسد که این دانشگاه بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Judy's ideas looked excellent at first blush.
[ترجمه گوگل]ایده های جودی در ابتدا عالی به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]افکار جودی ابتدا از خجالت سرخ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. His actions were not rational at first blush.
[ترجمه گوگل]اقدامات او در ابتدا منطقی نبود
[ترجمه ترگمان]اعمال او در ابتدا منطقی نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• در نگاه اول / در ظاهر
• ( در کاربرد تحلیلی ) با نگاه اولیه ( قبل از بررسی دقیق )
• ( در کاربرد روزمره ) به نظر اولیه / آنچه در ابتدا به نظر می رسد
🔸 مثال ها:
At first blush, the plan seems perfect, but we need to examine it closely.
...
[مشاهده متن کامل]

در نگاه اول، این طرح عالی به نظر می رسد، اما باید آن را به دقت بررسی کنیم.
At first blush, the evidence appeared convincing.
در نگاه اول، شواهد قانع کننده به نظر می رسیدند.
The proposal is attractive at first blush, but it has some hidden issues.
این پیشنهاد در نگاه اول جذاب است، اما مشکلات پنهانی دارد.

در نخستین نگاه