at a push

پیشنهاد کاربران

در صورت لزوم - عنداللزوم - اگر لازم باشد
🔸 معادل فارسی:
• به سختی / در صورت لزوم
• اگر واقعاً مجبور باشی
• در شرایط سخت و با زحمت زیاد
🔸 مثال ها:
• "I can finish the project by Friday, but it'll be at a push. "
من می توانم پروژه را تا جمعه تمام کنم، اما به سختی و با فشار زیاد.
...
[مشاهده متن کامل]

• "The car can fit five people at a push. "
این ماشین به سختی و در صورت لزوم می تواند پنج نفر را جا دهد.
• "We might be able to get there by 6 p. m. , at a push. "
ما شاید بتوانیم با زحمت زیاد تا ساعت ۶ شب به آنجا برسیم.

زورکی، به زور
دیگه نهایتش ، دیگه آخرش
It will be done until sunday , at a push monday