assimilated
تخصصی
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
در اینجا چند جمله بسیار پرکاربرد با کلمه Assimilated آورده شده است:
1. "It can be difficult for immigrants to feel fully assimilated into a new culture. "
�احساس ادغام کامل در یک فرهنگ جدید برای مهاجران می تواند دشوار باشد. �
... [مشاهده متن کامل]
2. "Over time, the new students assimilated into the school community. "
�با گذشت زمان، دانش آموزان جدید در جامعه مدرسه ادغام شدند. �
3. "The body assimilates nutrients from food during digestion. "
�بدن در طول هضم، مواد مغذی را از غذا جذب می کند. �
4. "Her ideas were quickly assimilated by the rest of the team. "
�ایده های او به سرعت توسط بقیه تیم جذب و پذیرفته شد. �
5. "The company assimilated several smaller firms to expand its market share. "
�این شرکت چندین شرکت کوچک تر را برای افزایش سهم بازار خود جذب ( ادغام ) کرد. �
6. "In phonetics, the 't' sound in 'football' is often assimilated to a 'p' sound. "
�در آواشناسی، صدای 'ت' در کلمه 'فوتبال' اغلب به صدای 'پ' تبدیل ( ادغام ) می شود. �
�احساس ادغام کامل در یک فرهنگ جدید برای مهاجران می تواند دشوار باشد. �
... [مشاهده متن کامل]
�با گذشت زمان، دانش آموزان جدید در جامعه مدرسه ادغام شدند. �
�بدن در طول هضم، مواد مغذی را از غذا جذب می کند. �
�ایده های او به سرعت توسط بقیه تیم جذب و پذیرفته شد. �
�این شرکت چندین شرکت کوچک تر را برای افزایش سهم بازار خود جذب ( ادغام ) کرد. �
�در آواشناسی، صدای 'ت' در کلمه 'فوتبال' اغلب به صدای 'پ' تبدیل ( ادغام ) می شود. �
همرنگ ، هم نوع ، هماهنگ شده ، مطابقت داده شده ، همگون
assimilated ( زمینشناسی )
واژه مصوب: گوارده 1
تعریف: ویژگی سنگ یا مادهای که فرایند گوارد بر آن انجام شده باشد
واژه مصوب: گوارده 1
تعریف: ویژگی سنگ یا مادهای که فرایند گوارد بر آن انجام شده باشد
assimilated برابر های فارسی : "همگنیده" "همگون سازی شده ، همرنگ سازی شده، همانند سازی شده، همگرایانیده ( بندرت )
assimilation: همگون سازی فرهنگی از واژه هایی است که بیشتر در باره دیدگاههای سیاسی - اجتماعی بکار برده میشود
هم رنگ و شبیه کردن همگون کردن اجتماعی ( قومی دینی و فرهنگی )
assimilation: همگون سازی فرهنگی از واژه هایی است که بیشتر در باره دیدگاههای سیاسی - اجتماعی بکار برده میشود
هم رنگ و شبیه کردن همگون کردن اجتماعی ( قومی دینی و فرهنگی )