asphyxiator

انگلیسی به انگلیسی

• one who causes asphyxia, one who suffocates; strangler

پیشنهاد کاربران

ریشه ی کلمه ی asphyxiate به زبان های لاتین و یونانی برمی گردد:
1️⃣ ریشه یونانی:
a‑ → پیشوند نفی ( به معنی �بدون� )
sphuxis / sphuxis → نفس، تنفس
→ یعنی �بدون تنفس�
2️⃣ ریشه لاتینی:
...
[مشاهده متن کامل]

از یونانی وارد لاتین شد به شکل asphyxia, به معنی �خفگی، نبودن تنفس�
3️⃣ توسعه معنایی:
asphyxiate ( فعل ) → باعث خفگی شدن / از نفس انداختن / خفه کردن
asphyxiation ( اسم ) → خفگی
مثال ها:
1️⃣ He was asphyxiated by the smoke. 💨 – او توسط دود خفه شد.
2️⃣ Carbon monoxide can asphyxiate a person silently. ☠️ – مونوکسید کربن می تواند فرد را بی صدا خفه کند.
مشتقات:
1️⃣ asphyxiate ( v ) – خفه کردن / باعث از نفس افتادن شدن
2️⃣ asphyxiation ( n ) – خفگی / از نفس افتادن
3️⃣ asphyxiant ( n/adj ) – ماده یا عامل خفه کننده / خفه کننده
کالوکیشن ها با asphyxiate:
1️⃣ asphyxiate someone – کسی را خفه کردن
2️⃣ asphyxiate with smoke – با دود خفه کردن
3️⃣ asphyxiate accidentally – به صورت تصادفی خفه شدن
4️⃣ risk of asphyxiation – خطر خفگی
5️⃣ asphyxiate in a closed room – در اتاق بسته خفه شدن
6️⃣ asphyxiate during sleep – در خواب خفه شدن
7️⃣ asphyxiate from gas – توسط گاز خفه شدن
8️⃣ asphyxiate due to suffocation – خفگی به علت کمبود هوا
کالوکیشن ها با asphyxiation:
1️⃣ cause asphyxiation – باعث خفگی شدن
2️⃣ prevent asphyxiation – جلوگیری از خفگی
3️⃣ death by asphyxiation – مرگ بر اثر خفگی
4️⃣ risk of asphyxiation – خطر خفگی
5️⃣ suffocate to asphyxiation – خفگی کامل / تا حد از نفس افتادن
مثال ها:
1️⃣ The victim was asphyxiated by poisonous gas. ☠️ – قربانی توسط گاز سمی خفه شد.
2️⃣ Safety measures prevent asphyxiation in confined spaces. 🛡️ – اقدامات ایمنی از خفگی در فضاهای بسته جلوگیری می کنند.
3️⃣ Some chemicals act as asphyxiants if inhaled. ⚗️ – بعضی مواد شیمیایی اگر استنشاق شوند، خفه کننده هستند.