as go

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با توجه به وضعیتِ. . . ، در مقایسه با دیگر . . .
• وقتی صحبت از . . . می شود، ( چیزی ) نشان دهندهٔ وضعیت کلی است.
• ( برای قضاوت ) نسبت به او / آن / آنها
🔸 مثال ها:
( دسته بندی و مقایسه – نوشتاری )
...
[مشاهده متن کامل]

His latest novel is short, but as spy thrillers go, it's packed with twists.
آخرین رمان او کوتاه است، اما نسبت به داستان های معماییِ جاسوسی، پر از پیچش های داستانی است.
( سبک روزنامه نگاری اقتصادی )
As go the automakers, so go the steel and rubber industries.
وضعیت خودروسازان نشان می دهد که صنایع فولاد و لاستیک چه وضعیتی پیدا خواهند کرد.
( منفی / نقد )
As apologies go, that was one of the worst I've ever heard.
اگر بخواهیم عذرخواهی ها را ارزیابی کنیم، آن یکی از بدترین عذرهایی بود که تا حالا شنیدم.
( مقایسه ی صفتی – اسم جمع محذوف )
As concerts go, it wasn't loud enough for me.
نسبت به کنسرت های معمول، به اندازه ی کافی برای من بلند نبود.

کلمه وسطش همیشه جمع میاد as jobs go
یعنی شغل من در مقایسه با بقیه
as. . . go در مقایسه با